بایگانی برچسب: میس شانزه لیزه

( انزجار ) – Replusion اثر رومن پولانسکی

در شکوه انزجار فیلمی از رومن پولانسکی نوشته ی ساناز سیداصفهانی

ادامه نوشته »

میس شانزه لیزه و دکتر روان شناس !

میس شانزه لیزه را پَرِ کمرش زد و به مرد گفت :" مگه معلم ریاضی هستی ؟ ببینم اصلا تو کی هستی و چی کاره هستی ؟ به تو چه که زمین رو متر می کنی ؟ ببینم تو شهرداری یا سرِ زبونت درازه آقای حاضر جواب ؟ اصلا تو کی هستی که به من می گی برو اون ور این جا جای ماست ؟ کی گفته این جا جای شماست اون جا جای منه ؟ نه منو نیگاه ؟ کجا بودی تا حالا ؟ الان یه هو و یه کاره ، یکه بزن محل شدی ؟ متر می کنی زمینو واسه من ؟ ببین داروغه ای . . . بنایی ، زور گیری ، باج گیری ؟ با ج خوری ؟؟ زمین خوری ، زمین خواری کی هستی تو عزیزِ جون هی هر شب هرشب ، بلای جونم می شی جنابِ سر پیاز و ته پیاز ؟ با گداها دست تو دست هم دادید که منو اذیت کنید ؟ داد بزن و جواب بده ادای موش مرده ها رو درنیار بهت می گم داد بزن و جواب بده ، آهسته و با طومانینه نه  ، عینهو  یه شیر داد بزن  . هیچ خودتو تو آیینه یه نیگاه کردی ؟ نه این تن بمیره نگاه کردی ؟ تو کجا و من کجا ! هی هر شب هر شب الگوریتم واسه من میچینی زمین رو وجب میکنی ، چی از جونم میخوای . هری بابا . . .هری ! هرررری "

ادامه نوشته »

میس شانزه لیزه در چنگِ غازان خان

وقتی غازان خان و میس شانزه لیزه سر ز گرمابه ای میان صحرا در میاورند تا چشم چنگیز به در شود که . . . .

ادامه نوشته »

میس شانزه لیزه در شیار

داستان میس شانزه لیزه در صحرا

ادامه نوشته »

شاروناس بارتاس – The House

بررسی فیلم - خانه - اثر شاروناس بارتاس فیلمساز لیتوانیایی

ادامه نوشته »

ادامه دارد . . .

همان طور که در جریان هستید ، امشب هم مثل سی صد شبِ قبل ، در سیرکِ دور افتاده از شهر ، اجرا دارم و همان طور که میبینید در حالِ گریم کردنِ صورتم هستم و هیاهوی بیرونِ اینجا ، و طوفان تشویقی که برایم می شود ، مرهمِ تمامِ نیازهای سرخورده ام میشود و حالم را خوب و کیفم را کوک میکند ؛ یادتان نرفته که من به جز دلقک بازی و سیاه کردنِ مردم ، رقاصه ی روی طنابم و همه ی تماشاچی ها بخاطر من بلیط می خرند .

ادامه نوشته »

تو منی یا من تو ؟

که میعادگاه ، کرانه ی همیشگی بود ... همان غوطه گاه ِ نگاه ... همان دیدن آمیختگی فوج فوج  موجِ در هم ...به هم یک باهم. در این کرانه ، ستاره به تعداد موج بود درهم که کرده بودند خانه خانه با هم ...تو منی یا من تو ای همیشه ژرف ؟ ... که حدیث ما معکوسِ قصه هاست . خوب میدانم که در هر سَحَرت پُر خبر از هر سفری ...  غصه در سر،  سخت و سنگین  می پروری. . .  من در این لب مینشینم که تو می خواهی و  نه من . . . که این من نیستم به شنیدن تو خموش ، این تویی همیشه  پر بغض و سنگین، اینچنین گهگاه مغشوش . . . . تن به جزر میدهی  و به مَد مکدر می شوی . . .

ادامه نوشته »

آندره زولافسکی و میس شانزه لیزه / Andrzej Żuławski

داستان میس شانزه لیزه در مرور آثار آندره زولافسکی

ادامه نوشته »

collage art work – sanaz seyed esfahani

ساناز سیداصفهانی هنر کلاژ و داستان نویسی

ادامه نوشته »

چاپ داستان ( الیزابت دوم ) در مجله ی ادبی kirpiedebiyat / ترکیه

داستان الیزابت دوم ، نوشته ی سانازسیداصفهانی در مجله ی ادبی kirpiedebiyat رو نما شد .  این داستان به صورت فارسی و در نسخه ی اصلاح شده در هیچ جا به چاپ نرسیده است و برای اولین بار است که با ترجمه ی ترکی استانبولی رو به روی مخاطب قرار گرفته است .  خط اصلی داستان ، درباره  ی دو بیمار روانی در تیمارستانی است که قربانی خطای پزشکی روان شناسناشان می شوند

ادامه نوشته »