میس شانزه لیزه ، چند صباحی بود ، در کوچه باریک های تو در توی نم و نمور پایین شهرنشین ، یک آرایشگر چیره دست پیدا کرده بود که خودش یک بار به میس گفته بوده که دروغ چرا تا قبر آ.آ.آ.آ من عمر نوح دارم و یک گوی آینده بین و یک سری رنگ برای رنگ سر و یک …
ادامه مطلببرف روی شیروانی داغ / سمک عیار و جواد ذوالفقاری/ فیس بووک
سئوال این است ، محمد هادی کریمی کیست ؟ از کجا آمده و به کجا میرود ؟ جواب ساده است ، وی که فارغ التحصیل پزشکی بوده و به سینما روی آورده و آمپول رو توی در و دیوار کرده و قرص را روی میز ولووو و مریض را روی تخت رها نموده و الفرارررر معلوم نیست چطور غیرمنتظرانه ، …
ادامه مطلبفال
بوی قهوه تمام اتاق را پر کرده بود . زن ورق ها را جلو روش این ور و آن ور میکرد و من قهوه ی تلخم را میخوردم . نگاهم به پشت سر زن بود . به آینه ای که کاملا مشخص بود مال دوره ی قاجار است و حاشه اش را قبلا در آینه کاری خانه ی …
ادامه مطلبمرد بی سر
وقتی میس شانزه لیزه بیدارشد ، اولین چیزی که چشمانش را پر کرد ، ابرهای به هم فشرده ی سیاه رنگ بود ، ابرهایی که با وزش باد به هم نزدیکتر میشدند و در هم فروترمیرفتند، میس ، خودش را پشت گاری مردی دید که سر نداشت . جاده ی پیش رو ، دشتستانی بود مثال اسالم و خلخال ، …
ادامه مطلبتوسکا
میس شانزه لیزه ، در آستانه ی فصلی سرد ، در چهارچوب در ایستاده بود ، شاید ساعت ها ، ایستاده بود ، میس شانزه لیزه ، دست دست میکرد و این پا آن پا ، منتظر بود ، آسمان تیره بود ، ابرها در هم فشرده ، آمیخته به هم ، در کنار هم ، در یک هم آغوشی …
ادامه مطلبشاخ ِ گاو – نوروز ۱۳۹۱
بعد از این همه وقت برگشتم . ننوشتن دلیلش کسالت بود و رفع بلا و دفع اون در حال وقوع . در آستانه ی چانه انداختن ۱۳۹۰ ، باز مرگ را جشن میگیریم . سال ۹۰ برای من شروع تلخی داشت و در انتها نیز چندان آبی ازش گرم نشد . در زمینه ی کاری ، بار پروردگارا شکر ، …
ادامه مطلبوقتی همراه اول لاتاری راه می اندازد
همراه ِ اول و این کارها ! گاهی اوقات میشود که بنی آدم که شیر خام خورده است مینشیند و فکر میکند که چطور میشود این همه سرش کلاه میرود . همه اش از اطمینان است و اعتماد که در هر کدام باید شک کرد ، بسیار . . . و تا خلافش ثابت نشود نباید پا در حیطه ی خطرناک ِ …
ادامه مطلبزن ِ بی جلد
میس شانزه لیزه به چشمان ِ زیتونی رنگ ِ حضرت ِ اُقلیدُس نگاه کرد و گفت :” پدر ، شما دارید به من اُمید میدید ؟ ” حضرت ِ اقلیدس رَدایش را بر دوش انداخت و از زمین بلند شد و گفت :” امید نه ، من دارم حرفی که بهم زدی رو ترجمه میکنم . ” میس شانزه لیزه با دست عرق ِ روی …
ادامه مطلبوقتی (۸۸) چانه انداخت !
(۸۸) رو به احتضار است ، چه باید بکنم ؟ بدنت سرد شده و نفس های آخرت را میکشی، چه زود فراموش میشوی ای سالهای پرخاطره ، نگاهت رو به آسمان فراخ است که تو را با خود به ستاره ها و سیاه چاله ها تبدیل خواهد کرد . کاش با هم از صفحه های تاریخ و روزنامه ها و …
ادامه مطلبخطوط بسته /
عکس از ( صابروکیلی راد ) آمبیانس : ( این ) موسیقی رپ یه موسیقی اعتراضیه که از سیاه ها شروع شد و به سفید و سرخ پوست و ژاپنی و هندی و ایرانی سرایت کرده و چاشنی آن طنز هم هست و از آنجا که هر اعتراضی نوعی انتقاد حساب میشود ، کلا در همه جای دنیا این موسیقی رفت …
ادامه مطلب
ساناز سید اصفهانی میس شانزه لیزه در جزیره ای در کهکشان