sanaz seyed esfahani

فرش

توی ماشین داشتیم میرفتیم که یک مرتبه ، حرفمان شد ، شروع کرد همان حرف های صد تا یک غاز همیشگی اش را زدن ، نمیخواست مقر بیاید ، من هم ساکت نشسته بودم . توی ماشین که داشتیم میرفتیم ، هوا ابری بود و سقف ماشین ما که کروک بود و زبان زد خاص و عام ، باز بود …

ادامه مطلب

سفارشی

شاید وقتی دیگر ، میگذارم توی دستگاه فیلم رو ، فیلم رو بارها دیده م ، دیده م بارها هر سه نقشی رو که هر کدوم جذابیت ها و پیچیدگیهای خودش را دارد . تمام دیالوگ ها را حفظم از پیش ، تیتراژ را ، ویدا را و کیان را و مادر را ، آن عتیقه فروشی و روپوش ماشی …

ادامه مطلب

خطوط بسته /

عکس از ( صابروکیلی راد )          آمبیانس : ( این ) موسیقی رپ یه موسیقی اعتراضیه که از سیاه ها شروع شد و به سفید و سرخ پوست و ژاپنی و هندی و ایرانی سرایت کرده و چاشنی آن طنز هم هست و از آنجا که هر اعتراضی نوعی انتقاد حساب میشود ، کلا در همه جای دنیا  این موسیقی رفت …

ادامه مطلب

معشوقه : Maîtresse

معشوق و معشوقه کیست ؟   در یکی از خانه هایی که شیروانی هرمی شکلش از زیر چمن ها بیرون سر زده بود و اطراف شیروانی را برف فرا گرفته بود ، قصه ای جریان داشت . قصه این طور بود که ، مردی که میس شانزه لیزه به او دلباخته بود ، که مردی بود برای تمام فصول ، …

ادامه مطلب

طلسم سومین پسر پادشاه

سلام بابابزرگ این منم . نوه ی ارشدت . . . نشسته ام درست رو به روی عکست . دلم برای چشمهای تیله ای ات که رنگین کمان سبز و آبی و طوسی را توی خودش چرخ میداد تنگ شده … از وقتی مردی ، از ده سال پیش که بیست ساله بودم ، بعد از رفتن تو آرزو کردم …

ادامه مطلب

رقص روی قبر

آمبیانس : *  اینجا  * دنیا تکش درازه ، بذار هی بتازه ، بگازه . . . دستی رو بالا نکشه ، بذار تیک آف بزنه ، هی سیلی رو تو صورت مردم بزنه ، هه ! بذار شلاقشو بالا ببره . . . عمرا آبروتو بر باد ببره ، دنیا تکش درازه . . .درخت و ساتور میکنه ، …

ادامه مطلب

بچه

  بچه . چرا بچه ؟ بچه ، میخ محکم و به درد به خوری برای تداوم زندگی زناشویی میابشد . بچه ؟ بله ، در واقع داشتن یک بچه ، طنابی است که به گردن شوهر انداخته میشود تا دیگر خیانت نکند . بچه ؟ البته که بچه ، بچه مرد خانواده را سر به راه و سر به …

ادامه مطلب

به تو چه ؟!

آمبیانس ( Persian march )   **    صبح که میشه ، آفتاب که در میاد ، خورشید که میاد خودی نشون بده ، دستهای درازش رو از وسط ِ نرمی ابرها بیرون میاره تا بچسبونتشون به زمین که زمین ِ مادر رو مغز پخت کنه ، من فک میکنم ، باز یه روز دیگه شروع شد ، باز خورشید یک درگوشی ملیح …

ادامه مطلب

در دست بررسی است

در دست بررسی است قلم در دست میگیرم وتمام جانم را زهر میکنم و مینویسم که نفرین بر هر چیزی که خاکم را چونان به سم کشاند که هیچ بادی زین پس در آن نتوان وزید که غبارهایش را برباید  . هیچ برکتی بر زمین ها نخواهد ماند . نیشکرها آب شدند .  دست کشاورزمان شد کفچه ی گدایی و دست …

ادامه مطلب

مرثیه ای برای نغمه ثمینی

نغمه ی عزیزم بضاعت دنیای مجازی که وصل آدم ها را به سهولت پیوند داده ، تنها نوشته ای است که گه گاه از یاد میرود و گاهی به یادگار میماند . عجالتا ، به سبب دوری تو ، از همین جا میبوسمت و به شیوه ی معمول و مرسوم (( تسلیت میگویم )) که نمیدانم چقدر این (( تسلیت …

ادامه مطلب