ساناز سید اصفهانی

متولد 14 . 9 . 1360 در تهران ، از سن پنج سالگی وارد هنرستان عالی موسیقی شد و بعد به مدرسه ی هنر و ادبیات ِ صدا و سیما رفت . ساز تخصصی او پیانو بود که به صلاحدید خانواده از ادامه ی تحصیل در این رشته به صورت تخصصی منصرف شد و وارد رشته ی ریاضی فیزیک شد و پیانو را در کنار درس با اساتید مجرب به صورت خصوصی فرا گرفت . او دارای مدرک انیمیشن کامپیوتری از مجتمع فنی تهران میباشد و همزمان با تحصیل و کار در این رشته وارد دانشگاه سوره ی تهران شد و در رشته ی تئاتر ، گرایش ادبیات دراماتیک تحصیل کرد . همزمان با ورود به دانشگاه شروع به همکاری با مطبوعات شد . او با روزنامه هایی چون همشهری ، همشهری مناطق ، اعتماد ، اعتماد ملی ، شرق ، تهران امروز ، فرهیختگان و ماهنامه ی ادبی گلستانه ، مجله ی نقش آفرینان ، ماهنامه ی رودکی و سینما- چشم ( روح سرگردان موزه سینما )، ماهنامه ی سیاسی فرهنگی دنیای قلم . . . همکاری کرده است .

باشگاه خریداران دالاس /Dallas Buyers Club

باشگاه خریداران دالاس ، اقتباس از زندگی یک فرد مبتلا به ایدز است که طبق گفته پزشگان قرار است سی روز زنده بماند اما او متوجه می شود که دارو هایی که به این بیماران تجویز می کنند سیستم ایمنی آن ها را پایین می آورد . او ترجیح می دهد دست به نجات خودش بزند و تا 8 سال زنده می ماند و . . .

ادامه مطلب

sanaz seyed esfahani

sanaz seyed esfahani Soreh University – Art Faculty – BA Dramatic theater, (Dramatic Literature) Year 2001 – ۲۰۰۵. WORK EXPERIENCE Magazines and newspapers Started to work professionally as a Researcher and interviewer from 2002 at Hamshaheri newspaper , Asia newspaper , Etemad Meli newspaper , Etemad newspapers , Farhikhtegan newpaper , shargh newspaper  . Literary Magazine and Monthly Cooperation with …

ادامه مطلب

بررسی روان شناسانه پونه مقیمی بر داستان خاموشی نوشته ساناز سیداصفهانی

تحلیل و بررسی روان شناسانه دکتر پونه مقیمی بر داستان خاموشی نوشته ی ساناز سیداصفهانی

ادامه مطلب

پیشگوی مصری

پیشگوی مصری عکسِ کف پایم را خواست تا تمامِ گردش روزگار ایامِ آتیه را برایم در طبق اخلاص روی داریه بریزاند و من که ماه هاست از غایتِ عیشِ زندگانی ناکام مانده‌ام و به سببِ خوردن قرص ها لشیده ام و کاسه ی گدایی "کی منو می بره تهران گردی ؟" به دست گرفته و زاری همی کنم ، گمانم رفت بد نیست یک پیشگو از عاقبت ما بگوید حالا که خودش پیشدستی کرده . . . که من مستوجبِ الهاماتِ غیبی هستم و بس و حتما که دادارِکردگار ضجه هایم را شنیده و از مصر برایم پیشگو فرستاده . القصه ، با تمام شک هایی که داشتم ، که مگر کفِ پا مثل کف دست خط و نشان دارد ؟

ادامه مطلب