Tag Archives: جزیره در کهکشان

گفت‌وگوی ساناز سیداصفهانی با علی قورچیان

گفتگوی [ کامل ] ساناز سیداصفهانی با علی قورچیان ساناز سیداصفهانی و علی قورچیان به عنوانِ یک نویسنده و پژوهشگر ، گفتگو با علی قورچیان برای من استثنائی بود از این جهت که برخلافِ امرِ مصاحبه ، در انتها ، هنگامی که در دور دست می‌ایستم و به این مصاحبه می نگرم ، سوژه‌ی متنِ دیده شده را نویسنده ای …

ادامه مطلب

گفتگوی سانازسیداصفهانی با علی قورچیان

گفتگوی ساناز سیداصفهانی با علی قورچیان در چندمین روزِ بازی‌های المپیک هستیم و اخبارِ مدال آوران دنیای مجازی را پُر کرده است ، میان این شلوغی ، اخبار یک اتفاقِ مبارکِ هنری-ورزشی گُم می‌شود . پرچم ایران در مسابقاتِ جهانی روسیه توسط علی قورچیان در رشته ی کمانداری بالا رفته است ! حیرت می‌کنم ، چراکه تصادفا در حالِ خواندنِ …

ادامه مطلب

محمود دولت آبادی

همراه استاد محمود دولت آبادی نویسنده تنها‌ترین مخلوق جهان است ! لاف نمیزنم ، گوش دار ، هرچه مینویسم در حدودِ سرهم بندی ست . نوشتن از آماس ِ روح و نَشتَش از جانِ قلم . مگر می‌شود کوه کوه بارید و شرح داد که سیلاب ِاین بارش ، تنها از پس ِخمیدگی مویرگ‌های خرد و خلاقیت و لولای جانِ …

ادامه مطلب

درخت گردو

بلوزم را در آوردم تا ریشه‌های درخت گردو را ببینی دور دنده هایم چرخیده ، جناغم را دور زده ، روی قلبم روئیده. از خواب می‌پرم. روی صحنه ی نمایشم . چه بازیگر ناشی و بی استعدادی م ! صحنه را سکوت پر می کندو من تمام دیالوگ هایم را پاک از یاد برده ام . از خودم جمله ای …

ادامه مطلب

نشستِ ادبی انجمن فرهنگی پرسش / سانازسیداصفهانی

نشست ادبی انجمن فرهنگی پرسش در باره ی داستان مهریه عندالمطالبه پرگلی نوشته سانازسیداصفهانی

ادامه مطلب

حریق

نه دیشب ، که بیست سالِ پیش به تاریخِ ۱۷ فروردین ۱۳۸۲ ، تنها کسانی که از دلِ طوفانش بیرون آمده‌اند میدانند سوختگی چه رنجی در بند بند جانت بذر میپراکند و سالها رشد میکند و می‌شود پنیک انگزایتی .کاش میگذاشتی با رب دشامبرم وسطِ خانه باغ میمردم ، کاش دستانت را بی دریغ برای بیرون کشیدنم ار آتش نمیسوزاندی ، ما هرگز در نیم‌سایه‌ها قدم نزدیم

ادامه مطلب