Tag Archives: میس شانزه لیزه

بانوی آواز اصفهان

آذرمیدُخت عظیما درگذشت . این جمله یک جمله‌ی خبری ساده نیست ، در سال ۱۴۰۵ در حالی این خبر را می‌شنوم که سال‌هاست زنانِ سرزمینم تلاش می‌کنند تا صدایشان را از خلوت به بیرون جا برده و گوش ها را با انواعِ آوای زنانه در شکل های آواز سنتی ایرانی ، کوچه بازاری ، پاپ و فولکلور آشنا کنند ، …

ادامه مطلب

اسم این کتاب دتول نیست به چاپ سوم رسید !

کتاب « اسمِ این کتاب دتول نیست » نوشته ی سانازسیداصفهانی ، نشر حوض نقره به چاپ سوم رسید ! این مجموعه شامل سه داستان بلند « دتول » ، « فلامینگو » ، « یازده رقمی » می‌باشد . داستان دتول بر محور بیماری اضطراب و وسواس استوار است و داستان بلند فلامینگو ساختاری هزار و یک شب دارد …

ادامه مطلب

برای مرگ و میلاد بهرام بیضایی

 مُغ است او ، اگر شعر شاهنامه باشد . عقاب است او ، اگر « نمایش » در ایران باشد . کاشف است او‌؛ سوگند به گفتگوی درختِ آسوریک و بُز که صیّاد است او به برچیدنِ طرب و موسیقی ، کلام و واک ، واژه. واژه است او خود ، گر کشاورزی به زمین بند است . زمین است …

ادامه مطلب

به خاطر یک پیاله چای &#۸۲۱۱; برشی از کتاب

به‌خاطر یک پیاله چای [دارم سمفونی مردگان عباس معروفی را تمام می‌کنم و به قسمتی می‌رسم که جذام آمده، وسط خواندن کتاب زنجیر صبر و اقتدارم پاره می‌شود و فکرم از اردبیل و شورابی می‌جهد به امروز که مگر من جذام دارم که تو من را به مزرعه‌ات نمی‌بری و یک پیاله چای با من نمی‌نوشی. می‌خواهم یک بار هم …

ادامه مطلب

امیرعلی حنانه و کنسرتو پیانو «فا» مینور باخ

امیرعلی حنانه ۲۵ سال پیش در حال اجرای پیانو – کنسرتو فامینور باخ – به رهبری فریدون ناصری ، تالار وحدت . هدف از آزادسازی این مستند توسط من به عنوان شاگرد و رفیق قدیمی او اعلام برتری‌اش در تدریس و نوازندگی پیانو ست . او فرزند استاد مرتضی حنانه با روحی سرکش مثل ستاره ای در صحنه درخشید . …

ادامه مطلب

از رمان به خاطر یک پیاله چای

به‌خاطر یک پیاله چای برشی از کتابِ به خاطر یک پیاله چای دستمال را از دور چشمت باز می‌‌کنی و می‌‌اندازی زمین. من دور مُچ دستم می‌بندم. بِدو می‌روی. مثل دزدی که خانه‌ای را زده باشد و بخواهد فرار کند. توی حیاط می‌گویی: «بهت قول می‌دم یه روز می‌برمت اسطبل اسبها… این‌جوری نگاه نکن… یه بارم اون‌جا یه چای با …

ادامه مطلب

رمان به‌خاطر یک پیاله چای منتشر شد .

رمان «بخاطر یک پیاله چای » منتشر شد . غمزه ، شاعر و نویسنده ای ست که از زندگی شلوغ شهری به روستا پناه برده تا زندگی جدیدی را آغاز کند ، غمزه در روستا قالی بافی می کند و با مردم روستا اُخت می‌شود تا روزی از روزها در این مسیر زندگی با مزدک خان ، صاحب یک گله …

ادامه مطلب

از مکاتبات ابراهیم گلستان با سانازسیداصفهانی

عریانی ! درست ملتفت شدید ؛ شطرنجی نشدنِ احساسات میانِ خطوط نامه ، عمل برهنگی کلمات و نمایشِ تنِ لغت، تشریح روان و روح در ابعاد بعید زخم است نامه . این ای-میل‌ها ؛ سندِ اتصال من به ابراهیم گلستان است ، زمانی که هنوز در گیر و دار چاپِ کتاب اولم بودم و در حال کسب تجربه ، نوشته …

ادامه مطلب

به‌خاطر یک پیاله چای به زودی منتشر می‌شود . . .

رمان به‌خاطر یک پیاله چای به زودی منتشر میشود . داستان غمزه ، نویسنده اى شهریست که براى رهایى از هیاهوى روزمره، به روستا پناه مى برد و در سکوتِ قالى بافى آرام مى گیرد. اما با ورود مردى صاحب گله اسب – که با زبان نرم و نگاهی از بالا، نقش هاى دلخواه قالى را سفارش مى دهد – …

ادامه مطلب

یادداشت رضا آشفته از دیدار سانازسیداصفهانی

دیدار با ساناز سیداصفهانی گفت که میخواد منو ببینه… مدتها بود ندیده بودمش… یکبار هم گفته بودم بیاید برای دیدن نمایش بیست و یک اما حالش پس از جنگ دوازده روزه اصلن خوب نبود و من هم به او حق دادم که نیاید… چند روزی بود که دنبال یک زن می‌گشتم که شبیه زنی باشد که در نمایشنامه زنی که …

ادامه مطلب