بایگانی برچسب: سانازسیداصفهانی

پروفسور بوبوس یا حقه خوردن مخاطب ! ++

این روزها سر و صدای (پروفسور بوبوس ) کاری از آتیلا پیسیانی بالا گرفته . رفتم کار را دیدم . قبل از اظهار نظریات مهم خودم چند نکته را باید خاطر نشان کنم . رضا قیصریه شخصی نیست که نشناسیمش . . . تقزیبا با نام های رمان کوتاه ها، داستان کوتاه و بلند  هایی که ترجمه کرده است آشنایم …

ادامه نوشته »

لش مرده

وقتی یکی اون قدر دل و جیگرش رو داره که میاد با مهمیزهاش به یه لش مرده ، به یه جنازه سوخته لگد میزنه و میخنده ، دیگه برات اون قدر جون نمونده که بخوای یه کلمه ناله ام کنی . وقتی یک نفس پرست عشقش را به کسی مینمایاند ، او را ویران میکند . جایی خوندم :” اگر …

ادامه نوشته »

الماس

طبق آئین بومی ، جزیره نشین ها وظیف دارند قبل از هر چیز برای گرفتن حس آمبیانس و تجربه ی جدید موسیقیایی به این گوش کنند . حتما یادی از امیر کاستاریکا نیز خواهند کرد ! میس شانزه لیزه صبح که در تاریکی اتاقش از خواب بیدار شد ، با اینکه همه جا را تار میدید اما از تخت پایین …

ادامه نوشته »

تهران پایتخت من است

دیشب فیلم  NINE رو دیدم . تمام صحنه های فوق العاده اش ، به لحاظ دکور همون چیزی بود که توی رویاهام آرزوی بودن توش رو میکنم ، فیلم رو دوست داشتم اما نه به اندازه 8/30 فلینی ، هیچ وقت هیچ کپی بهتر از اصل نمیشه . فقط تکنولوژی در 9 خودش رو به رخ میکشید . با وجود بازیگران …

ادامه نوشته »

تجویز عشق

آخ ،‌خدایا ………….. داشتم خیلی اتفاقی دنبال چیز دیگه ای میگشتم ،که این آهنگ خاطراتی بدجور منو به هم ریخت … و جالب اینه که چند روز پیش سپرده بودم بهم بگن اسمش رو ، اسم خواننده ش رو ،‌اما امشب خیلی خیلی تصادفی و کاملا اشتباهی دستم رفت روی این جا و گوشش دادم و یه بشکه اشک ریختم …

ادامه نوشته »

امروز صبح که بیدار شدم ….

  * طبق برنامه ی همیشگی میخواستم  قسمت ابتدایی تیتراژ و قسمتی از متن سریال میشل استروگف رو بشنوید و بعد که ورزش ذهن و این ها شد بیاید بقیه ی نوشته ام رو بخونید . * میس شانزه لیزه وقتی از خواب بیدار شد، متوجه چیز غریبی شد که تا به حال تجربه اش نکرده بود  و اون اینکه …

ادامه نوشته »

پنجه میکشم به تو ! پیشته . . .

  من میس شانزه لیزه  در حالی که کلاه نخودی رنگ  به سر کرده بودم و گوشواره های بلندم رو که ترکیبی از رنگهای رنگین کمان بود به گوشهایم آویزان کرده بودم از وجود خودم خیلی خوشحال بودم . اصلا از اینکه ( هستم ) خیلی لذت میبردم ، چکمه های نارنجی ام را پوشیده بودم و پالتوی دست سوم …

ادامه نوشته »

شعبده باز

قبل از هر چیز طبق روال همیشگی برنامه ، برای فرهنگمند کردن دوستان دانلودی را به شیوه ی Save Targes asمیگذاریم که قطعه ی فوق العاده دشوار و بسیار زیبایی از فرانتس لیست است به نام La Campanella که بنده صد بار همی سعی کردم تا بنوازمش اما در همان صفحه ی نخست ماندمی . پس به شیوه ای که …

ادامه نوشته »

افسردگی

هیچ کس به اندازه ی خودم نمیتونه بهم آسیب برسونه . چشمامو دوست دارم . میاد دورش شال گردنشو میبنده . بوی عرقش میاد . همیشه پاتیله . شال گردن رو باز میکنم . خس خس خنده هاشو میشنوم . بالای سرمه . اومده دنبال من بریم الواطی . میس شانزه لیزه رو نمیشناسه . میگه ” خوب بود ” …

ادامه نوشته »

صادق هدایت

  میس شانزه لیزه به صادق خان نگاه کرد . گفت :” تصدقت گردم ، در این شهر هیچ جا به اندازه ی کنار من بودن به شما خوش نخواهد گذشت ، اجازه بدهید چند صباحی شما را از ملال در بیاورم و با هم فارغ از دنیای فانی به زندگی واقعی بپردازیم . . . من کاری با پول …

ادامه نوشته »