داستان نامه ای « برای مارچلو » در مجله فرهنگی پرسش داستان « برای مارچلو » را که یک داستان نامهای واقعی و غیرقابل باور است در شماره دوم مجله پرسش بخوانید و باور کنید ، ایمان بیاورید به چروکی که مردان خودشیفته بر زنان می زنند و تار و پودشان را می گسلند. سانازسیداصفهانی لینک ماهنامه …
ادامه مطلبپاسترناک ، من از تو متنفرم !
پاسترناک ، من از تو متنفرم ! یک یادداشتِ عمومی نیست ، بل به شدت خصوصی ست . ساعت ۱۰:۳۰ شب ست که دارم برایت مینویسم . قبل از اینکه کاملا افکارم را عریان کرده و برایت روی داریه بریزم ، دستت را به من بده و بگذار روی قلبم و بشنو ، این ضربانی ست که تورمِ …
ادامه مطلببخشی از گفتگو با استاد بابک شکی
بخشی از گفتگو با استاد بابک شکی
ادامه مطلبگفتگوی ساناز سیداصفهانی با استاد بابک شکی
بابک شکی تنها وارث سواری در ایران به لحاظ علمی و عملی ست او علاوه بر سوارکاری و پرورش اسب و آموزش در زمینه ی صنعتی فعالیت های منحصر به فرد و سازه های بسیاری ساخته است . ایشان در ایران ۴ بار قهرمان کشور برای پرش با اسب و ۵ بار قهرمان کشور درساژ در ایران شدندو در اروپا و آسیا مقام های بسیار آورده اند .
ادامه مطلبگفتگوی ماهنامه « تجربه » با سانازسیداصفهانی
گفتگو با سانازسیداصفهانی به بهانهی چاپِ رمان [ به خاطر یک پیاله چای ] ، توسط مائده مرتضوی در شمارهی ۴۶ ماهنامه ی تجربه . این گفتگو شامل پنج صفحه است و در ویژه نامه ی دی ماه به چاپ رسیده ست . ماهنامه تجربه ، شماره ی چهل و ششم ( لینک )
ادامه مطلببه خاطر یک پیاله چای – برشی از کتاب
بهخاطر یک پیاله چای [دارم سمفونی مردگان عباس معروفی را تمام میکنم و به قسمتی میرسم که جذام آمده، وسط خواندن کتاب زنجیر صبر و اقتدارم پاره میشود و فکرم از اردبیل و شورابی میجهد به امروز که مگر من جذام دارم که تو من را به مزرعهات نمیبری و یک پیاله چای با من نمینوشی. میخواهم یک بار هم …
ادامه مطلباز رمان به خاطر یک پیاله چای
بهخاطر یک پیاله چای برشی از کتابِ به خاطر یک پیاله چای دستمال را از دور چشمت باز میکنی و میاندازی زمین. من دور مُچ دستم میبندم. بِدو میروی. مثل دزدی که خانهای را زده باشد و بخواهد فرار کند. توی حیاط میگویی: «بهت قول میدم یه روز میبرمت اسطبل اسبها… اینجوری نگاه نکن… یه بارم اونجا یه چای با …
ادامه مطلبخبرگزاری ایسنا – بهخاطر یک پیاله چای
رمان «بهخاطر یک پیاله چای» نوشته ساناز سیداصفهانی منتشر شد. به گزارش ایسنا، در معرفی این رمان که در نشر آفتابکاران منتشر شده، عنوان شده است: غمزه، شاعر و نویسندهای است که از زندگی شلوغ شهری به روستا پناه برده تا زندگی جدیدی را آغاز کند، غمزه در روستا قالیبافی میکند و با مردم روستا اُخت میشود تا روزی از …
ادامه مطلبرمان بهخاطر یک پیاله چای منتشر شد .
رمان «بخاطر یک پیاله چای » منتشر شد . غمزه ، شاعر و نویسنده ای ست که از زندگی شلوغ شهری به روستا پناه برده تا زندگی جدیدی را آغاز کند ، غمزه در روستا قالی بافی می کند و با مردم روستا اُخت میشود تا روزی از روزها در این مسیر زندگی با مزدک خان ، صاحب یک گله …
ادامه مطلباز مکاتبات ابراهیم گلستان با سانازسیداصفهانی
عریانی ! درست ملتفت شدید ؛ شطرنجی نشدنِ احساسات میانِ خطوط نامه ، عمل برهنگی کلمات و نمایشِ تنِ لغت، تشریح روان و روح در ابعاد بعید زخم است نامه . این ای-میلها ؛ سندِ اتصال من به ابراهیم گلستان است ، زمانی که هنوز در گیر و دار چاپِ کتاب اولم بودم و در حال کسب تجربه ، نوشته …
ادامه مطلب
ساناز سید اصفهانی میس شانزه لیزه در جزیره ای در کهکشان
شما باید داخل شوید برای نوشتن دیدگاه.