
” جنگ ، اسب ، چرخ خیاطی صنعتی و دیگر هیچ ! “
گفتگوی سانازسیداصفهانی با استاد بابک شکی
این مصاحبه و گفتگو صرفا یک مصاحبه در حیطه ی سواری و دانش پیشین سوارکاری کشورمان ایران نیست ! بلکه یک ( اطلس زنده ) از تاریخ سواری کلاسیک ایران است ، من ، سانازسیداصفهانی با ثبت حافظهی شفاهی و تاریخی نسلِ درست و اصیل سواری در ایران از زبان استاد بابک شکی ، به عنوان میراث دار سواری اصول کلاسیک ایران ، این دانش را در بحرانی ترین شرایط سرزمینم به تحقیق و پژوهش نشستم ، در نداشتن دسترسی به منابع و قطعی اینترنت جهانی ، در سه ماه و سه هفته سکوت محض ! پژوهش و جدل من با منابع در این بزنگاه تاریک شکل گرفت . از آنجا که سال ۱۴۰۵ سال اسب بود و بابک خان شکی ، وارث مکتب شکی و مدیر آن در این شرایط بحرانی در حال مدیریت باشگاه و همین طور ارتقا چرخ خیاطی صنعتی بودند و من از نزدیک شاهد جریان این عشق و برق حضور درخشان ایشان در ساختن بودم – همان طور گه بهرام بیضایی می فرماید که ایرانی بودن کافی نیست تو با آنچه که تولید می کنی ایرانی هستی و انسانی . – موظف بر خود دانستم تا چون گذشته به میثاق خود در برابر الماس ها عمل کنم و به عنوان شاهدی بر وجود این والاتبار و دوام و قوامش در این پهنه ، سندی ارائه دهم . این گفتگو بیش از این اهمیت دارد . مواجهه ی من با تاریخ سواری و همزمان تنظیم آن برای ماهنامه ی تجربه ، کشف لایه های پنهان شخصیت بابک شکی ، مهندسی پرسش ها در مواجهه پاسخ ایشان، عریان کردن مرز باریک سوارکاری اصیل و هنر بود . هدفم نمایش پرتره ی ایشان و حضور ساناز نویسنده در این مواجهه است . باشد که این مصاحبه در میان جوامع فرهنگی و هنری و ورزشی به برکت آدم های درست ، دست به دست شود و این گفتگوی بلندِ ادامه دار موجب شناخت ایرانیان از تاریخ درست سوارکاری کشورشان باشد و البته زیست هنرمندانه ی شخص بابک شکی دیده شود. ممنون برای همراهی و صبوری پژمان موسوی در این مسیر .
این گفتگو در شماره ی ۴۸ ماهنامه تجربه ، بخش نخستینش در دسترس قرار گرفته است و می توانید از کتابفروشی ها و شهر کتاب های معتبر و همین طور دکه های روزنامه فروشی و سایت ماهنامه تجربه تهیه اش کنید .
–
عکس پرتره ی ماهنامه از بابک شکی از هلیا جولایی ست .
جزیره در کهکشان
–






ساناز سید اصفهانی میس شانزه لیزه در جزیره ای در کهکشان