میس شانزه لیزه

مختارنامه یا سوهان روح ؟

یه تلفن باید بزنم به فرانکفورت . . . قرار میذارم . . . بعد تلفن میزنم به ناشرم . . . رمانم با وجود اصلاح شدن اصلاحیه ها هنوز مجوزش نیومده . . . یکی از استادهای دانشگاهم صبح زنگ زده روی انسرینگ ماشین موبایلم و یک دقیقه سکوت کرده . . . موهام رو که هاشوری از قرمز …

ادامه مطلب

اولین روایت ِ مکتوب از هنرمندی یگانه و مهجور

نگاه ِ ساده و نقد ِ موشکافانه و ظریف ِ ( رادیو کوچه ) به کتاب ِ نامبرده حسین سرشار در لینک زیر قابل روئیت است و یا برای خواندن آن به ادامه ی مطلب رجوع کنید .  اولین روایت ِ مکتوب از هنرمندی یگانه و مهجور مطلب‌هایی که در این بخش تارنمای رادیو کوچه منتشر می‌شود یا انتخاب دبیر روز سایت و یا پیشنهاد …

ادامه مطلب

خواب / تولد یک سیامک صفری

آمبیانس فضا : (( این )) یکی از نوکتورن های شوپن کمر به قتل زمان بسته م . پام رو روی صفحه های تقویم میذارم . له و مچاله شون میکنم . بادبزنم رو تکون میدم و از پشت اون ، خودم رو میبینم . یه جوری راه میرم انگار روی لبه ی بهشتم و از این بهتر نمیشه . دهنم …

ادامه مطلب

۲۷ آگوست کِی بود ؟

میس شانزه لیزه کاغذ را در میان ِ انگشتان ِ استخوانی اش مُچاله بِکَرد ، دهان باز و آن را در حلق فرو بردش . کاغذ را خوردش ، خوردن مشتی کلمه ، که نمیدانست که میداند راست است یا که نه دروغ ، مثل ِ صدای کالسکه ای تویش بود ، صدای چرخ هایی که روی سنگفرش ِ خیس خود را لت و …

ادامه مطلب

دوستت دارم اما . . .

سلام خواهشمندم مثل همیشه آمبیانس رو داشته باشید و روی (( این )) کلیک کنید . توی ترافیکم . یه نخ ماربرو برمیدارم . فکرم مشغوله . مشعلم رو روشن میکنم . تقلبیه . روش زده بود (No Smoking) . . .اما توش پر آشغال بود . خود به خود خاموش میشه . به جعلی بودن همه چیز فکر میکنم …

ادامه مطلب

&#۸۲۲۰;Le passé&#۸۲۲۱; / The Past/ گذشته

  گذشته      قبل از دیدن ِ فیلم ِ (( گذشته )) ناخودآگاه یک حس ِ کنجکاوی داری ؟ حضور علی مصفا در فیلم ؟ آیا به زبان ِ فرانسه تسلط دارد ؟ چقدر تسلط دارد ؟ پس بنا بر این پیشینه حضورش در فیلم برای چه خواهد بود ؟ تصویری زنی میان ِ دو مرد در پوستر ! جایزه ی کَن ! آیا …

ادامه مطلب

دکتر دزدی زشت است .

آمبیانس………………………………..((  اینجا   )) ساعت دم هفته که دارم مینویسم . هفت صبح . هوا که روشن میشه  ، یاد دار زدن آدم ها می افتم . یاد یک روز دیگه . قرص هام رو انداختم بالا که یک کم آروم بگیرم . بهم زنگ زد ، گفت این کلمه رو سرچ کن ببین یعنی چی . کلمه & بود …

ادامه مطلب

خانه ی سینما ؟

وقتی فکری میشوم ، یا فکری ام میکند روزگار ، رگ های سرم سفت میشود ، خشک و چغر ، این رگ ها از پشت کره ی چشمم درد را با چنگکش میکشد تا دور گوش ، میپیچد همچون عشقه تا مهره های کمرم … درد در یک طرف بدنم ریشه میدواند … شفایش نه شراب است و نه قرص …

ادامه مطلب

La Dolce Vita و Giulietta a Degli Spiriti

زندگی شیرین  فیلم های فلینی رو از سایر فیلم هام جدا میکنم و میشینم که دوباره نگاه کنم . دستم ناخودآگاه روی جاده میره از بس که عاشق این زامپانو و جلسومینا م ، اما زندگی شیرین رو خیلی سال پیش دیده بودم ، و تصاویر مبهمی در خاطرم بود برای همین دوباره میبینمش ، چراغ ها را خاموش میکنم …

ادامه مطلب

مرض تحقیر

آمبیانس  (( اینجا )) تحقیر نمودن دیگران ، نام مرضی است که خیلی ها دچارش میشوند . در این حال آنها با تحقیر و تخریب روحیه ی دیگری دچار نوعی خودستایی از نوع نامرئی شده و در درون قانع میشوند . مخصوصا اگر این آدم ها (گاو پیشونی سفید) باشند که دیگه بدتر . . .  این روزها ورزشکاران ، …

ادامه مطلب