
قلبت رو از لای دنده هات میکشم بیرون و به چک چکی که خونش میریزه نگاه میکنه . قیچی رو دست میگیرم و رگ های آئورت و الباقی رو قیچی میکنم . قلبت توی دستم مثل یه پرنده میزنه . یه هو سرفه میکنه . چه قلب بخوریی داری . دهلیز و بطنت کف دستم وول میخورن . قلبت رو میچلونم توی گیلاس دم دستم و گوشتش رو میکنم توی سیخ و سیخ رو میبرک دم منقل گر گرفته و خوب میپزمش . یه این وری – یه اون وری . روش نمک میپاچم . . . آب دهنم راه افتاده . . . بوی دلت رو میشنوم . از سیخ میکشمش مثل جیگر بیرون و میندازم روی سینی سر میز . دنده هات رو میندازم توی شومینه و بعضی هاشو با ساتور نصف میکنم . چشماتو میندازم توی الکل و میذارم توی کلکسیون چشمام . موهاتو با پوستش از روی سرت جر میدم و میذارم روی سرم . اکستنشن میکنم لای موهای سرم . انگشتات دارن توی هوا مینویسن . هنوز جون داری لامصب ؟ یه کاغذ به دست لاشه ی بی جون شرحه شرحه ات میدم . تو مینویسی : ” سگ کی باشی ؟ میخوای منو نفله کنی ؟ تو نبودی که دنبال من موس موس میکردی ؟ ” میخندم . به لباس های حریرش که کف زمین افتاده بود نگاه کردم . حتی موقع مرگ هم عاشق من بود . به من گفته بود : ” هی ، دلم برات تنگ شده دیگه واقعا تنگ شده . ” من هم بهش گفتم : ” خیلی گرفتارم هر کس جای من بود میمرد . “ دوباره گفت : ” هیچی نمیفهمم میخوام یه ساعت ببینمت وگرنه نفت میریزم روی خودم ، خودم رو دم در خونت میسوزونم . “ گفتم : ” ایشالا ” ها.ها. حالا از دستش راحت شدم . همین جور که عرق و قلب مغز پختش رو میخوردم دست کردم توی کیفش و دفتر خاطراتش رو در آوردم دیدم نوشته که :” عشق من به من گفت بین ما مغناطیسم بزرگی بود اما تفاهم نبود ….به من گفت چه زودرنج شدی ! انگار من رو نمیشناخته . “ دفترچش رو بستم . سرم رو تکون دادم و یه سیگار کشیدم . به لاشه ی سوخته اش که افتاده بود کف اتاقم نگاه کردم . اون کسی بود که همه ی مردها رو بیچاره کرد . کسی نبود جز میس شانزه لیزه از جزیره در کهکشان .

** به قدری از درگذشت خانم مرضیه متاسفم که بلد نیستم حسم رو بگم . آیا این صدا تکرار شدنی است . او جاودانه بود . کاش ….افسوس. “لطف کنید ( این ) را گوش کنید . درسته این تنها صداست که میماند . خیلی متاثرم . چون ایشون رو ، هنرشون رو بسیار یکتا ، بی همتا میدیدم . روحت شاد بانو . هر وقت این آهنگ رو میشنوم غرق اشک میشم . هیچ وقت حفظش نشدم تا برای (هیچ کس) بخونمش تا اون هم مسخره ام کنه .
هنرمندانی که جاودانه میشن ، به خاطر اون گوهر نابیه که توشونه . برای اون چیزیه که باعث میشه بتونی در این حد با احساس و با درک شعر، بخونی و بمونی و بعد هم که رفتی باز دوستت داشته باشیم . ستاره ای که میدرخشی . حتی اگر چند پرت بیفتند و بسوزد . متاسفم . همیشه از خودم میپرسم چرا نباید این هنرمندها رو از نزدیک میدیدم . من همیشه آرزو داشتم اسفندریار منفرد زاده رو از نزدیک میدیدم . شاید میتونستم فرق بین اون هایی که نموندند و موندند رو در این هجرت بفهمم . دلم میخواد بتونم بهروز وثوقی رو ببینم . به گوگوش بگم چرا از ایران رفتی ؟ آیا نمیشد ایشون هم مثل سرکار علیه زنگنه در تالار وحدت کنسرت میدادن ؟ گوگوش بت بودنش رو شکست . شاید یه روز هم بشنویم که او مرده . مرگ همین نزدیکی هاست . خیلی چرا دارم …. چراهای بی جواب …خانم مرضیه بدجور جا خوردم .قبلا توی همین بلاگ حدودا دوتا دیگه از ترانه های شما رو گذاشته بودم .دوستتون داشتم و الان با وجود اختلاف چند نسل و چندین کشور فاصله بین ما دلم بد جور گرفته . انگار با ترانه های شما زندگی کردم و حالا مرده م . خصوصا با این آهنگ . ۸۹ سال مرگ و میر بود . از استاد کرم رضایی شروع شد و معلوم نیست به چه کسی ختم خواهد شد . بسیار غمگینم . این تصنیف من رو برد به جای بدی…
برای اینکه داستان ساخته شدن این ترانه از زبان رودکی بزرگ رو بدونید و درکش کنید این جا رو مطالعه کنید .
توجه توجه
( این جانب میس شانزه لیزه ، سایت های موسیقی نون به نرخ روز خوری که لاف دوستی با موسیقی مملکت را میزنند و اتفاقا به اصل و اصالت هنر شبیخون میزنند ، از جمله (گفتگوی هارمونیک و سایت سل را بایکوت کرده و خواندنش را تحریم میکنم . این سایت ها که دم از تخصصی بودن میزنند جز تمجید مجید انتظامی ها و تکرار مکررات و اعلام اخبار و ترجمه کاری نمیکنند حتی خبر فوت مرضیه را هم اعلام نکردند ، جنابان صاحب سایت سل و گفتگوی هارمونیک کمی چشم و گوشتان را باز کنید و یه کم تخصصی برخورد کنید . لب کلام . . . محافظه کاری شما در انتشار خبر افتخاری و شجریان صرف کلیک خور شدنتان بود و لاغیر . این جانب سایت های ذکر شده را سایت هایی موضع گیرانه و علیه هنر میدانم . سایت هایی که برعکس ویترینشان کاملا با هنرمندان ضد مردمی همکاری کرده و اتفاقا جاهایی برعکسش را عمل میکنند تا ما بگوییم ختم روزگار را وچیده اند . ته همه شان مجید انتظامی هاییست که معلوم نیست این سایت ها دوستشان دارند یا نه !در واقع رستم صولت و پیزی افندی هستند . کسانی که خبر درگذشت هنرمند بزرگی مثل مرضیه را تا این لحظه اعلام نکردند . این سایت ها از ترس حذف شدنشان ماست کیسه کرده دنبال هر خبری هستند جز خود خبر .)
ضمن محکوم کردن دیدن سایت های موسیقی فوق الذکر و این که شما عمرا فهمیدیم سگ کی باشید و موس موس کنان دنبال پیف پیف کی .
از دهلچی نقل قولی میکنم فی باب شخصیت مجید انتظامی
مجید انتظامی: «فرصت الدوله»، و این کُنیت از آن سبب بود که فرصت هدر ندادی و سیمفونی ساختی به مناسبتهای ملوکپسند. او را «ابن البابا» نیز خواندندی، چه در هر مضیقتی بابایش به فریادش رسیدی و در مهرجانها به صد قیل و قال جایزهها به سوی وی راندی.
(دهلچی) را بخوانید . بفهمید . بخندید . او ادبیات ، طنز ، موسیقی را بسیار خوب میشناخت .
ساناز سید اصفهانی میس شانزه لیزه در جزیره ای در کهکشان
راستی اینو یادم رفت بگم گفتی عاشق کاراکتر گوگوشی تلویزیون منو تو رو از دست ندی گوگوش یه برنامه توش داره یه اکادمی موسیقی…فرکانس ۱۱۳۱۷…۲۷۵۰۰..عمودی…اگر میدونستی ببخشید که دوباره گفتم.
سلام..این سوال که گوگوش چرا از ایران رفت جواب روشنی داره که میشه در جواب سوالتون در مورد امکان اجرایش در تالار وحدت اونو ژیدا کرد….خانم گوگوش حتی اجازه نداشتند که به عنوان یک ارتیست مردم کشورش به او توجه کنند و دورش جمع شوند خیلی جالبه که گوگوش اجازه نداره که مردم دورش جمع بشن چون مردم رو که نمیشه از عشق ورزیدن به خواننده محبوبشون منع کرد اما به قول خود گوگوش ممنوع الحضور وممنوع الوجود بودند……با این حال سال ها در ایران ماندند و از عشقشان دست کشیدند….در یکی از روزنامه های قبل انقلاب از ایشون ژرسیده بودند که اگر بدانی چند ماه بیشتر زنده نیستی چه میکنی…جواب دادند بیشتر از همه وقت میخوانم…….گوگوش ماند و از عشق تمام دوران زندگیش دست کشید و اسطوره ی خود را کامل کرد حالا چگونه میگویید که بت خود را شکسته….به طور قطع اجازه فعالیت در ایران رو به دست نمیاوردن …باز هم گوگوش که ۲۱ سال در ایران ماند و مثل بقیه تا دید اوضاع به نفعش نیست فرار نکرد…صبر کرد تا قانونی خارج شود …
از فوت مرضیه هم بسیار غمگین شدم حیف شد واقعا.
سلام
چه نکته سنجی …به تمام کلماتم تک به تک جواب دادی ولی به سوال اصلیم نه
از بازیگر مورد علاقم بگو شاید کنجکاوم شایدم بقول تو دنبال شوهر
مرسی میام
منم با خانم مرضیه سالهاست که زندگی می کنم. انتخابت را هم شنیدم. دوست داشتنیست مهربون.
سلام میس
کی بریم پالتو خزه بخریم؟ من تاحالا از این کارا نکردم !!
سلام. فیلم؟!!!!
مسلما برای پیشگیری از سو استفاده و خوب بلا خره متن نوشته شده و کار نشده افتاده در گوشه ی خانه شاید اگر ثبت بشود مورد استفاده ی احدی قرار گیرد.
دیدم که یک متن دست خیلی ها می افته و آخرش وقتی بنا به دلایلی کار نمی شه یا باهاش موافقت نمی شه و …هیچی به هیچی.
مطالبی در این مورد خواندم و دیدم چنین طرحی وجود داره خواستم بیشتر مطلع بشم .
ممنون
فقط بگم دمت گرم خیلی لوطی هستی و یه طوری مینویسی که رو دست ن داری
قتل صاحب جزیره کار بسیار نا پسندیه،بیجا کرده هرکی قلب تو رو بخواد بشکافه و خونت رو بریزه.شهامت خودکشی چیزی که خیلی خوبه هرکسی داشته باشه.
خدای من!چه عزیزی رو از دست دادیم،
دیدی که رسوا شد دلم
غرق تمنا شد دلم
اینجا رو که میگفت مگه میشد عاشق نشی،مگه میشد به خاطرات خوب و بدی که داشته پرتاب نشی؟!به خدا که نه
روحش شاد،چقدر ارزشمند بود.حیف،چه کلمه مسخره ایه این حیف،اه،کاش انقدر کلمه بلد بودم که میتونستم باهاشون ناراحتی رو بنویسم.
همین که پیش از رفتنش لینک هاش رو گذاشتی خیلی خوبه،حداقل عین خیلی ها فقط بعد از مرگ برا کسی یادبود نمیگیری.
دیدی که رسوا شد دلم
غرق تمنا شد دلم
دیدی که در گرداب غم…
سلام بانوی جزیره نشین از مطلب پر احساستون به وجود اومدم از داستان خشنتون هم همینطور از بایکوت سایت هایی هم که گفتید کاملا باهاتون موافقم .
با این قصابی ای که تو کردی مگه لاشه ای هم مونده، میس جان؟
روانش شاد، صدای خوبی داشت، ولی جزو خواننده های مورد علاقه م نبود.
حدس می زدم جانااااااااااااااااااااااااااااااا.با آرایش و بی آرایش عزیز دل مایی نازی جونم.
داشتمجوابت به کامنتها رو میخوندم دیدم نوشتی با ارایش خیلی شبیه بنه لوبه میشی . برام جالب بد که من هر وقت بخوام قیافه ت رو تصور کنم این ادم میاد تو ذهنم و تو رو شبیه اون میبینم .
میس جانم زندگی من اونقدر زیبا نبوده که بیان شاعرانه ای بتونم ازش داشته باشم. شعر از فاطمه و چند سطر اول از من بودن.
ممنون که به من سر می زنی هرچند نوشته های من چیز قابل عرضی ندارند.
راستی اینو یادم رفت بگم گفتی عاشق کاراکتر گوگوشی تلویزیون منو تو رو از دست ندی گوگوش یه برنامه توش داره یه اکادمی موسیقی…فرکانس ۱۱۳۱۷…۲۷۵۰۰..عمودی…اگر میدونستی ببخشید که دوباره گفتم.
سلام دوباره…..کاش کمی تو متن اصلیت واضح تر مینوشتی یعنی میگی چرا از ایران رفت و بعد از رفتنش کارهاش به قشنگی سابق نشد؟؟……راستش در طول دورانی که گوگوش با همکاران گذشتش کار نکرد بی انصافی هست که بگیم هیچ کار خوبی منتشر نشد کارهایی هم بود که به دل میشستن مثلا با هم . دلکوک.نجاتم بده.اتاق من.و چندین اهنگ دیگه ..شاید فکر میکنی از غرورش بود که با همکاران گذشتش کار نکرد….من که اینجوری فکر نمیکنم همون طوری هم که میدونی در البوم حجم سبز خانم گوگوش با اردلان سرفراز. فرید زلاند.هم کار کردند …..من همون ایرانم رو شنیدی دیگه…اما در خصوص شماعی زاده این همکاری داشت شکل میگرفت با اشتی دادن اردلان و شماعی زاده توسط خود گوگوش که به هر دلیلی تا کنون نشده……..موضوع افت از نظر اهنگ هم برای همه بزرگان اتفاق افتاده مثلا داریوش و ابی توی این ۳۰ سال چند اهنگ ماندگار به بازار دادن شاید یکی دو البوم اخرشون خوب بوده….اما به نظر من گوگوش بعد این همه سال دوری بسیار خوب اوضاع رو جمعو جور کردالبته منم مثل خودت خیلی مشتاقم که هم با جنتی عطایی هم با شماعی زاده کار کنن…اما با تمام اینها هنوز جمعیت کنسرت گوگوش برای بزرگترین خ
سلام..این سوال که گوگوش چرا از ایران رفت جواب روشنی داره که میشه در جواب سوالتون در مورد امکان اجرایش در تالار وحدت اونو ژیدا کرد….خانم گوگوش حتی اجازه نداشتند که به عنوان یک ارتیست مردم کشورش به او توجه کنند و دورش جمع شوند خیلی جالبه که گوگوش اجازه نداره که مردم دورش جمع بشن چون مردم رو که نمیشه از عشق ورزیدن به خواننده محبوبشون منع کرد اما به قول خود گوگوش ممنوع الحضور وممنوع الوجود بودند……با این حال سال ها در ایران ماندند و از عشقشان دست کشیدند….در یکی از روزنامه های قبل انقلاب از ایشون ژرسیده بودند که اگر بدانی چند ماه بیشتر زنده نیستی چه میکنی…جواب دادند بیشتر از همه وقت میخوانم…….گوگوش ماند و از عشق تمام دوران زندگیش دست کشید و اسطوره ی خود را کامل کرد حالا چگونه میگویید که بت خود را شکسته….به طور قطع اجازه فعالیت در ایران رو به دست نمیاوردن …باز هم گوگوش که ۲۱ سال در ایران ماند و مثل بقیه تا دید اوضاع به نفعش نیست فرار نکرد…صبر کرد تا قانونی خارج شود …
از فوت مرضیه هم بسیار غمگین شدم حیف شد واقعا.
منم با خانم مرضیه سالهاست که زندگی می کنم. انتخابت را هم شنیدم. دوست داشتنیست مهربون.
سلام میس
کی بریم پالتو خزه بخریم؟ من تاحالا از این کارا نکردم !!
سلام. فیلم؟!!!!
مسلما برای پیشگیری از سو استفاده و خوب بلا خره متن نوشته شده و کار نشده افتاده در گوشه ی خانه شاید اگر ثبت بشود مورد استفاده ی احدی قرار گیرد.
دیدم که یک متن دست خیلی ها می افته و آخرش وقتی بنا به دلایلی کار نمی شه یا باهاش موافقت نمی شه و …هیچی به هیچی.
مطالبی در این مورد خواندم و دیدم چنین طرحی وجود داره خواستم بیشتر مطلع بشم .
ممنون
فقط بگم دمت گرم خیلی لوطی هستی و یه طوری مینویسی که رو دست ن داری
سلام مهربون جزیره خوشگلی داری .خسته نباشی
یه سوال دارم ..لطف کن اگه میدونی جواب بده میام سر میزنم .
بیوگرافی آقای سیامک صفری رو برام بگو.مجرده یا متاهل؟
قربونت برمو مرسی
قتل صاحب جزیره کار بسیار نا پسندیه،بیجا کرده هرکی قلب تو رو بخواد بشکافه و خونت رو بریزه.شهامت خودکشی چیزی که خیلی خوبه هرکسی داشته باشه.
خدای من!چه عزیزی رو از دست دادیم،
دیدی که رسوا شد دلم
غرق تمنا شد دلم
اینجا رو که میگفت مگه میشد عاشق نشی،مگه میشد به خاطرات خوب و بدی که داشته پرتاب نشی؟!به خدا که نه
روحش شاد،چقدر ارزشمند بود.حیف،چه کلمه مسخره ایه این حیف،اه،کاش انقدر کلمه بلد بودم که میتونستم باهاشون ناراحتی رو بنویسم.
همین که پیش از رفتنش لینک هاش رو گذاشتی خیلی خوبه،حداقل عین خیلی ها فقط بعد از مرگ برا کسی یادبود نمیگیری.
دیدی که رسوا شد دلم
غرق تمنا شد دلم
دیدی که در گرداب غم…
راستی در مورد موزیک واقعا قشنگ بود. خدایش رحمتش کند. (به امید روزی که کسی هم برای من چنین دعایی بکنه.)
سلام بانوی جزیره نشین از مطلب پر احساستون به وجود اومدم از داستان خشنتون هم همینطور از بایکوت سایت هایی هم که گفتید کاملا باهاتون موافقم .
سلام
عشق شوری در درون ما نهاد… گفتگویی در درون ما فکند/ جستجویی در درون ما نهاد/ داستان دلبران آغاز کرد/ آرزویی، آرزویی در دل شیدا نهاد.
این چه حسیه که آدم بدنبال کشتن معشوقش باشه !! حتما بارش زیاد مصرف میکنید اما باور کنید اینکه دائما چاقو بدست اینطرف و اونطرف بری جز اینکه خون عاشقان بریزی کار دیگه ای نمیشه کرد. !!
بهتره اول از خودت شروع کنی. هر وقت تونستی خودتو برای کوتاهی در عشق محکوم کنی و قلبتو از سینت در بیاری و به اون پیش کش کنی اون موقع میتونی بگی که عاشق شدی.
(چرا همه ما فکر میکنیم طرفمون باید برامون همه کار بکنه اما خودمون کمترین کاری رو انجام نمی دیم. این چه حسیه چه حالیه !!)
میخواستم داستانتون رو بسط بدم اما متاسفانه به کلاس نمیرسم. باقیش باشه برای بعدها.
منمو دلی به عالم به تو میسپارم آنرا/ که بجز تو کس ندارم که بدو سپارم آنرا.
میس جانم زندگی من اونقدر زیبا نبوده که بیان شاعرانه ای بتونم ازش داشته باشم. شعر از فاطمه و چند سطر اول از من بودن.
ممنون که به من سر می زنی هرچند نوشته های من چیز قابل عرضی ندارند.
میس جان با شنیدن این تصنیف حالم یه جوری شد ممنون از اطلاعاتی که دادی . داستانت هم بچهها راس میگن با تارانتینو داری رقابت میکنی . یکی تو رو این شکلی بکشه ؟چرا ؟ در مورد دهلچی ممنون که یادآوریش کردی …میخونمش میخوندمش نمیدونم کجاست.
سلام چه نکته سنجی …به تمام کلماتم تک به تک جواب دادی ولی به سوال اصلیم نهاز بازیگر مورد علاقم بگو شاید کنجکاوم شایدم بقول تو دنبال شوهرمرسی میام
سلام میس جان.یک سوال داشتم ایمیل نزدم گفتم این جور راحتتر و سریعتر می بینی و پاسخ می دهی!ثبت نمایشنامه در بانک نمایشنامه نویسان به صورت آنلاین امکان پذیره؟!هر چی می گردم انگار سایت نابود شده!! شرایط خاصی لازمه برای ثبت؟!خودت لطفا راهنماییم کن .دست گلت درد نکنه.+ تمام عاشقانه های نمناک
فکر کنم بازم منبر رفته بودم ((: گاهی آدم فکر میکنه بدست آوردن دل دیگران چه راحته وی توی عل میبینی که چقدر مشکله. کاش میشد دلی رو که بدست میاری راحت از دست ندید . ۳۰ یا ۳۰: توی این جامعه مخصوصا هنریش این دیگه یه رسمه که بعضی ها رو بیخودی زیادی بالا میبرند و بعضی ها رو باخودی زمین میزنند !! انتظامی علی رغم محاسن خوبش تا اون حد نبود که داره تبلیغش میشه حتی اکبر عبدی و ….بزرگی به کار بزرگ کردن یا به بزرگ بودن؟ من فکر میکنم بزرگی مثل یک کت بزرگه که بعضی ها در تلاشند تا خودشونو اندازه اون کنند و خیلی ها هم با کوچک کردن کت اونو اندازه خودشون میکنند. !میس عزیز من دنبال کدوم کاره؟
با این قصابی ای که تو کردی مگه لاشه ای هم مونده، میس جان؟روانش شاد، صدای خوبی داشت، ولی جزو خواننده های مورد علاقه م نبود.
میس جان با شنیدن این تصنیف حالم یه جوری شد ممنون از اطلاعاتی که دادی . داستانت هم بچهها راس میگن با تارانتینو داری رقابت میکنی . یکی تو رو این شکلی بکشه ؟چرا ؟ در مورد دهلچی ممنون که یادآوریش کردی …میخونمش میخوندمش نمیدونم کجاست.
حدس می زدم جانااااااااااااااااااااااااااااااا.با آرایش و بی آرایش عزیز دل مایی نازی جونم.
داشتمجوابت به کامنتها رو میخوندم دیدم نوشتی با ارایش خیلی شبیه بنه لوبه میشی . برام جالب بد که من هر وقت بخوام قیافه ت رو تصور کنم این ادم میاد تو ذهنم و تو رو شبیه اون میبینم .