
بهخاطر یک پیاله چای
[دارم سمفونی مردگان عباس معروفی را تمام میکنم و به قسمتی میرسم که جذام آمده، وسط خواندن کتاب زنجیر صبر و اقتدارم پاره میشود و فکرم از اردبیل و شورابی میجهد به امروز که مگر من جذام دارم که تو من را به مزرعهات نمیبری و یک پیاله چای با من نمینوشی. میخواهم یک بار هم که شده کاش را بکارم! کاش تو خواببهخواب میشدی و من را توی خواب میدیدی و موقع بیداریات کف دستهای تو به رنگ حنایی موهایم ملوس میشد! کاش درختی بودم در مزرعهات، بیمنت دورم میچرخیدی.. . . ]
.
.
اگر در یک رابطه ی انسانی به اسفل روح کشانیده شدید و تحقیر شدید حتما کتاب به خاطر یک پیاله چای را بخوانید و بشنوید . نامه های گنجانیده شده در کتاب با اسکن QR code با صدای نویسنده شنیده می شود .
.
.
.
به خاطر یک پیاله چای ، نوشته ی سانازسیداصفهانی و چاپ انتشارات آفتابکاران است .

منبع ( جزیره در کهکشان )
ساناز سید اصفهانی میس شانزه لیزه در جزیره ای در کهکشان