Recent Posts

خاکسپاری

امروز برخلاف انتظاری که میرفت روز شلوغی رو با شیطونی های فراون و خنده های بسیار آغاز کردم . دستهام از بس روی داربست بودم . تاول زدن . چشمام از بس زیر ماسک توی اون گرما موندن تار شدن . لباس هام شوره زد . برگشتن . ضبط رو روشن کردم . سیگار م رو آتیش زدم . خوشحال …

ادامه مطلب

روال عادی ( le circuit ordinaire)

بخت و اقبال میس شانزه لیزه ، طبق روال عادی ، این بود که بعد از دیدن هر کاری در سالن سایه تئاتر شهر، یا انگشترش، یا دستبندش ، یا گوشواره اش گم شود ! همه ی خرت و پرت ها و زلمبو زینبو هایی که به خودش آویزان مکند تا برق بزند و بیشتر به چشم بیاید بعد از اتمام هر کاری …

ادامه مطلب

مدرسه رازی

من یا سیاه سیاهم یا سفید سفید . حد وسط و خاکستری نیستم . آقای (-) طی بررسی هایی که از من کرد متوجه شد که قدرت تله پاتی من نود درصده و سنسورها و گیرنده هام خیلی قوی هستند و میتونم از این جا تا ۹۰۰ متر اون طرف ترم رو درمان کنم اگه روی خودم کار کنم و …

ادامه مطلب