کلمه ی (نوبل ) به خودی خود کلمه ای ست ، محرک و کاسب پسند ، یعنی بی رودربایستی ، کلمه ایست ساخته شده برای تیراژ و فروش ، به همین منظور ، اگر کتابی همبسته به آذین ِ (نوبل) نباشد و نویسنده اش نوبل گرفته باشد ، باز هم فروش ِ کتاب تضمین است و بی چک و چونه روی پیش …
ادامه مطلبThierry Maulnier۸۲۳۰;. پنبه زنی
برای اولین باره که توی زندگی دچار آچمز شدن میشم . انتخاب (بهترین) کار ، وحشت ناک ترین کاره . مخصوصا وقتی توی جایی هستی که همه فکر میکنن تو علامه ی دهری و سخت تر میشه وقتی میبینی دست تنهایی و همه ی کارها برخلاف تصورت خیلی خوبن . دچار آچمز شدن شدم . قبل از هر چیز باید …
ادامه مطلبخوشبختی در ویترین
این یه دیالوگ توی فیلم بود : ” حالا که بهم شک کردی ، بهت بی اعتماد شدم . “، پیش خودم فکر کردم ، چقدر باعث شک کردن آدمهای اطرافم شدم و چقدر به هیچ کدومشون بی اعتماد نشدم و همه رو فرشته ای که خدا رسوند و دست تقدیر و آدم خوبه دونستم . . . این اعتماد …
ادامه مطلبجشنواره ی جزیره ای
درمیان قاب عکس های اشخاص شاخص و شخیص نشسته بودم و مثل یک دختر خوب داشتم به نصیحت پدربزرگانه ی پیرمرد گوش میکردم . پلک های هشتاد ساله اش را باز کرد و با دهان بی دندانش ، با صدایی که از ته قبرستان خاطره ها میامد به من گفت :” قیچی اش کن . بعضی آدم ها مثل فریم …
ادامه مطلب۲۰۴۶
من عاجزانه از شما خواهش میکنم ، التماس میکنم . تمنا میکنم به حرف های من گوش بدید . اجازه بدید گاهی ( ببینیم ) . الان که دارم این پست رو میذارم چشم هام خیسه و اشک دارم میریزم . اشک از سر خوشحالی و غم نیست . این اشک شاید از جنس اشک های دامود پس از دیدن …
ادامه مطلببشکن بشکنه
میشه یه کوچولو جرات داشته باشی ؟ آره ؟ میشه بزنی این شیشه ی خیس رو بشکونی و بیای تو . من منتظرتم . نمیشه ؟ نمیتونی ؟ میترسی ؟ چون که من رو نمیبینی ؟ هه ! چی فکر کردی که من رو ببینی میشناسیم ؟ یعنی میخوای بگی این همه به شناخت خودت از من ایمان داری ؟ …
ادامه مطلبنامه ی نماینده ی میس شانزه لیزه
آمبیانس : علیرضا قربانی در ( این ) تصنیف . مواد لازم برای شنود : یک بسته دستمال کاغذی ، کمی بالکن یا پشت بام یا هوای آزاد…احیانا مشعل، در غیر این صورت گل گاوزبان. اعتراف میس شانزه لیزه از اینکه این همه زحمت میکشد و با وجود دایال آپ بودن ، پست میگذارد و در انتها فقط ۴ تا آدم …
ادامه مطلباینترلود ۸۲۱۱; بلیط نیم بها ۸۲۱۱;
مثلا من یک عدد میس خوش و خندانم . مثلا دارم با دمبم گردو میشکنم ، مثلا میخوام بگم هیچ وقت توی هیچ هچلی نیفتادم برای همین خیلی خوش و خندان ، با خط ۱۱ میرم سر یه کوچه ، تا این سر کوچه رفتن باید کلی سرپایینی نفرین شده رو طی کنم ، طی میکنم . وای میستم . …
ادامه مطلبرویای نیمه شب تابستان
رویای نیمه شب تابستان اگر تو هم چونان من یکپارچه آتش بودی و نوشتن برایت نوشدارو ، درک میکردی که عدم تکنولوژی و عدم شانس میتواند چاشنیی باشد برای انفجار کسی که من باشم ، میس شانزه لیزه ، من ، که بعد از زیان و خسارات وارد شده به روح لطیفم دچار کوچ اجباری شدم ، دیدم که …
ادامه مطلب۱۳۹۳
ای نوروز م . . . روزگارت را به روشنی ، با خورشید ِ سعادت به سلامت ، ساعت به ساعت بیافروز . ای روزِ نو ، روزگار ِ نو شو بر ما ، بر ما ماه های شب ها را روشنی بخش ِ رویاهامان ، فانوس وار آونگان در رویاهای شیرین بنما مهتابی . ای چهار فصل ِپیش ِ رو ، …
ادامه مطلب
ساناز سید اصفهانی میس شانزه لیزه در جزیره ای در کهکشان