تصادف الان ، ساعت ۳:۳۴ نیمه شب ست . باور نمیکنم که هنوز زنده …
ادامه مطلبMasonry Layout
تکه های تیز
به تقدیر ، شُد قطعه قطعه ، مُثله زَن . زَن تیغ برآورد از غلاف …
ادامه مطلبمیس شانزه لیزه روی درخت
الان که دارم این نامه را مینویسم تو خوابیده ای . من کُنجِ زاویه ی …
ادامه مطلبنصفه کاره
اولین مرده ای که شستم ، یک بچه بود . یک نوزاد ِ یک هفته ای . …
ادامه مطلباز (من ) چه خبر ؟
از من چه خبر ؟ مدتی ست صدایم را بریده اند . نه فقط صدا …
ادامه مطلبخاطرات و کابوس های یک جامه دار از زندگی و قتل میرزا تقی خان فراهانی
هدف ِ من ِ مخاطب از رفتن به تالار وحدت چیست ؟ تماشای نمایشِ خاطرات و کابوس …
ادامه مطلبتعریفِ شهرنوشِ پارسی پور از مرد بودن !
از آن طرف کلی داستان های خشونت خانوادگی داریم و کلی قربانی زن داریم . . . زنانی که کبود میشوند . کتک میخورند و . . . همه ی اینها دردناک ست . . . با این همه بیاییم زنی را معرفی کنیم که توانست با همه ی تجاوزها ، شکست های عشقی ، تنِ زخمی اش را پای درختی ببرد و زخم هایش را بلیسد و بخواهد از نو شروع کند .
ادامه مطلبزبانِ ناجی
گوشتِ حیوان را به میخ ِ بزرگی کوبید. حیوان نیمه جان بود هنوز . از خرخره …
ادامه مطلبروزی که گل های خشک نارنجی ، قرمز شدند
روی زمین نشسته ام . زمین یعنی کاشی ، نه خاکدانی پُر ریشه و جَسَد …
ادامه مطلبروزی که گل های نارنجی خشک ، قرمز شدند
میس شانزه لیزه موهایش را زده بود . موهای نارنجی رنگش را از یک سو به قرمزی میزد و از ریشه ها به خرمایی یا کهربایی . پرسیدم که چرا مدام این کار را میکند ؟ چرا مدام با قیچی باغبانی به جان ِ موهایش می اُفتد ؟
ادامه مطلب
ساناز سید اصفهانی میس شانزه لیزه در جزیره ای در کهکشان