آمبیانس ( ** ) چشمم رو که باز میکنم میبینم روی سقف ِ اتاقم یه قایق ِ قرمز داره روی موج ها تکون میخوره ، یاد فیلم ِ پاپیون می افتم . . . کاش این قایق بره سراغ ِ مردی که از بالای کوه پرید و خودش رو برای آزادی به صخره و موج و بیکرانگی سپرد . . . از روی تخت …
ادامه مطلبRecent Posts
سحر ها . . .
آمبیانس (( کنسرتوپیانو شماره ۲ .راخمانینف )) خواب دیدم درِ باغ بچگی هام باز مونده ، لای لولای درش عَشقه در اومده و خودش رو دور ِ لولای در پیچیده ، یک طوری که انگار اون لولا رو اسیر ِ خودش کرده و در راه فراری نداره . . . در زنگ زده بود . باد چرخ زنان زوزه میکشید و این …
ادامه مطلبمرد عوضی
آمبیانس : ( کاپریس۲۴/پاگانینی در * ) میس شانزه لیزه توی بالکن ِ مرد ِ عوضی ایستاده بود و سیگار میکشید ، با دود ِ بی قرار کلنجار میرفت . دود به طرز ِ غیر عادلانه ای به سمت ِ چشم های میس فِر میخورد . میس شانزه لیزه به افق ِ پیش رویش که پر از استخوان بود نگاه میکرد . نه درختی و نه …
ادامه مطلب
ساناز سید اصفهانی میس شانزه لیزه در جزیره ای در کهکشان