یادداشت

بانوی آواز اصفهان

آذرمیدُخت عظیما درگذشت . این جمله یک جمله‌ی خبری ساده نیست ، در سال ۱۴۰۵ در حالی این خبر را می‌شنوم که سال‌هاست زنانِ سرزمینم تلاش می‌کنند تا صدایشان را از خلوت به بیرون جا برده و گوش ها را با انواعِ آوای زنانه در شکل های آواز سنتی ایرانی ، کوچه بازاری ، پاپ و فولکلور آشنا کنند ، …

ادامه مطلب

۳۱ مرداد

از ذوب شدن‌ها! کلید را در جمجمعه‌ام می‌چرخانم ؛ درش را باز می‌کنم ، ترکش‌های خاطره بر جان ، خونین تن ، گریان ، میبینم توی ج/ن/گ ِ ایران و عراق ، پشت آژیر قرمز بهت زده ایستاده ام . “ توجه ! توجه ! علامتی که هم‌اکنون می‌شنوید، اعلام خطر یا آژیر قرمز است و معنی و مفهوم آن …

ادامه مطلب

حکایت همچنان باقی یک پسرعمو

یادنامه‌ی داریوش مهرجویی [ حکایتِ همچنان باقی یک پسرعمو ] یادداشتِ من برای داریوش مهرجویی را در یکصد و‌ شصت و هشتمین شماره‌ی مجله‌ی بخارا بخوانید . سوگند به سجده‌های طولانی ، شربتِ این شماره‌ی بخارا که ویژه‌نامه‌ی داریوش مهرجویی ست ، از مهمترین بخاراهایی ست که به چاپ درآمده است . . مصلحت دیدم امروز که عید قربان است …

ادامه مطلب