آمبیانس : (( ** )) یا در صورت داشتن خدای ِ نکرده فیل – – شکن (( ** )) در صورت ِ نداشتن فیل شکن (( **)) میس شانزه لیزه ، همین جور که از تو ، لپش را گاز میگرفت و پاهایش را به طرز هیستیریک واری میلرزاند ، داشت نقشه میکشید ، روی میزش ، دهن ِ لپ تاپ باز …
ادامه مطلبتکیه بر باد !
سریال ( تکیه بر باد ) که پخش آن از شبکه ی پنج آغازیدن گرفته است ، درون مایه ای دارد که سالهاست مورد علاقه ی آقایان ِ پُشت ِ میز نشین ِ رسانه ی ملی – میهنی شده ، که تم ِ آن مثل گاو حاج میرزا آقاسی توی همه ی سریال های تلوزیونی سر و کله اش پیداست که خود مایه …
ادامه مطلبچندمین جشنواره ی بین المللی دستمالسیم
شاید باورت بشه ، میخوادم ، باوت نشه . داشتیم میرفتیم . بهم قول داده بود . قرار بود من و اون تنها . و همه ی آسمون سیاه بود . ساعت ۶ صبح بود . فکر من پر _ بابابزرگ بود . توی اتوبان چمران یک سگ به بزرگی گرگ یا پلنگ ، سیاه ، له شده بود . …
ادامه مطلبنوسترآداموس یا میس ؟
یک شب که تولدم بود ، با چکمه ی ۱۵ سانتی خود ، همراهِ سگ مسخ شده ام و لباسی از خز توی کالسکه ای با ۱۴ اسب نشستم . . . ابر بارانش گرفته بود و من خیلی غیر عادی شاد بودم . شادی میکردم . می خورده و لپ می رنگی شده بودم . . . موهایم …
ادامه مطلبمجازی بودن یا حقیقی بودن مسئله این است ؟
میس شانزه لیزه عروسک هایش را دور خود جمع کرده بود و داشت در همان اتاق زیر شیروانی باهاشان حرف میزد….اگر پشت در بودی و صدایش را میشنیدی فکر میکردی جمعی را مهمان کرده و دارد برایشان سخنرانی میکند….با روان نویس مشکی رنگش روی ورق های کاهی دم دستش چیزهایی مینوشت …بعد هم با انگشت اشاره رو میکرد به عروسک …
ادامه مطلبکوری ۸۲۱۱; BLINDNESS
نگاه به فیلم و کتاب کوری
ادامه مطلبدر دست بررسی است
در دست بررسی است قلم در دست میگیرم وتمام جانم را زهر میکنم و مینویسم که نفرین بر هر چیزی که خاکم را چونان به سم کشاند که هیچ بادی زین پس در آن نتوان وزید که غبارهایش را برباید . هیچ برکتی بر زمین ها نخواهد ماند . نیشکرها آب شدند . دست کشاورزمان شد کفچه ی گدایی و دست …
ادامه مطلبای بیهوشی، جاودانه باش !
آمبیانس ((( اینجا ))) آمبیانس رو گوش کنید . ای استخوان ها که زیر سنگ لحدید و زیر لگدید و زیر برف سردید و توی آفتاب تف دیده و گرمید و توی آن خاک و خل تنگید ، ای استخوان های بابابزرگم ، هیچ وقت تو را نفهمیدم … عکس هایت را زیر و رو کردم … استخوانهایت پشت …
ادامه مطلبسرنوشت هدا
متاسفم که نتونستم هداگابلر رو ببینم . متاسفم که این چند روز این همه نوشته های بی سر و ته به نام تحلیل و نقد از این کار خوندم . متاسفم که هر برچسبی رو روی اسم هنریک ایبسن چسبوندن . از کی تا حالا ما ها شدیم ایبسن شناس ؟ ما که حتی کل نمایشنامه های یه نمایشنامه نویس رو …
ادامه مطلبنِگروگیس
نِگروگیس سنجاق قفلی ها رو دستم میگیرم ، سرِ دیگری را در حلقه ی پایینی دیگری می اندازم و دوباره قفل میکنم ، آن قدر این کار را تکرار میکنم تا از این سنجاق قفلی ها رشته ای درست شود . قطارِ سنجاق قفلی ها روی لحاف ِ چهل تکه ام با هر تکانم بالا و پایین میروند ، دهان ِ بعضی …
ادامه مطلب
ساناز سید اصفهانی میس شانزه لیزه در جزیره ای در کهکشان