بایگانی برچسب: قصه

داستان (تقصیر) نوشته ی سانازسیداصفهانی در مجله دو زبانه فارسی-آلمانی (اثر)

چاپ داستان تقصیر ، نوشته ی سانازسیداصفهانی در ( اثر )

ادامه نوشته »

میس شانزه لیزه در چنگِ غازان خان

وقتی غازان خان و میس شانزه لیزه سر ز گرمابه ای میان صحرا در میاورند تا چشم چنگیز به در شود که . . . .

ادامه نوشته »

رمان ( کیش – مات ) ساناز سیداصفهانی /

رمان کیش مات ، نوشته ی ساناز سیداصفهانی - انتشارات افراز

ادامه نوشته »

ساناز سیداصفهانی – کتاب خیال بازی و فعالیت های مطبوعاتی ( بخش اول )

(بخش اول ) ساناز سیداصفهانی و کتاب خیال بازی - انتشارات ققنوش -هیلا فعالیت های مطبوعاتی

ادامه نوشته »

یادداشتی بر داستان ( هارتلی ها ) اثر جان چیور

یادداشتی بر داستان هارتلی ها اثر جان چیور

ادامه نوشته »

میس شانزه لیزه و گدا

میس شانزه لیزه در حالی که از معبد فرار میکند فریاد کمک سر میدهد .

ادامه نوشته »

بابانوئل و رازِ پوست

بابانوئل و راز میس شانزه لیزه

ادامه نوشته »

میس شانزه لیزه ، مرد بی سر و شرلوک هولمز

... هولمز کاری کرده بود که میس شانزه لیزه مقواهای بزرگی بخرد و بیاورد و پنجره هایش را بپوشاند .

ادامه نوشته »

نصفه کاره

اولین مرده ای که شستم ، یک بچه بود . یک نوزاد ِ یک هفته ای . به هیچ کسی نگفتم تا به امروز . راز را به هیچ تنابنده ای نباید گفت . راز را باید نوشت و با خود به گور برد . من همه ی این سالها این راز را همچون سایه با خودم ،در کنار ِ خودم ، نگه داشتم …

ادامه نوشته »

روزی که گل های خشک نارنجی ، قرمز شدند

روی زمین نشسته ام . زمین یعنی کاشی ، نه خاکدانی پُر ریشه و جَسَد . نشسته ام . روی زمین  خون شَتَک زده است . یک جوری کاشی ها خیسِ خون شده اند . در اتاقِ کناری یک نفر دارد ذره ذره میمیرد . یک نفر که میشناسم اَش . آن یک نفر را دارند میکُشند . قاتل را …

ادامه نوشته »