Tag Archives: ساناز سیداصفهانی میس شانزه لیزه

عاشق

آمبیانس ( اینجا ) * اثر علی صمد پور من و شوهرم  ،‌ماتادور ،  زندگی خوبی داشتیم . هر وقت که سرکارش میرفت ، دل من را از جا در میاورد و با خودش میبرد . برای همین من مثل آدمی مسخ شده ، چونان کبوتری چشم انتظارش پشت پنجره ی اتاقش منتظر میماندم . قلبم در جایی در قفسه …

ادامه مطلب

چندمین جشنواره ی بین المللی دستمالسیم

شاید باورت بشه ، میخوادم ، باوت نشه . داشتیم میرفتیم . بهم قول داده بود . قرار بود من و اون تنها . و همه ی آسمون سیاه بود . ساعت 6 صبح بود . فکر من پر _ بابابزرگ بود . توی اتوبان چمران یک سگ به بزرگی گرگ یا پلنگ ، سیاه ، له شده بود . …

ادامه مطلب