گفتگو با سانازسیداصفهانی به بهانهی چاپِ رمان [ به خاطر یک پیاله چای ] ، توسط مائده مرتضوی در شمارهی ۴۶ ماهنامه ی تجربه . این گفتگو شامل پنج صفحه است و در ویژه نامه ی دی ماه به چاپ رسیده ست . ماهنامه تجربه ، شماره ی چهل و ششم ( لینک )
ادامه مطلبگفتگوی رادیو تهران با سانازسیداصفهانی
گفتگوی رادیو تهران ، برنامه ی چراغ ، با سانازسیداصفهانی به بهانه چاپ کتاب به خاطر یک پیاله چای ( قسمت اول ) و ( قسمت دوم ) برای شنیدن برنامه در رادیو تهران به ( لینک ) رجوع کنید . گفتگو در تاریخ دهم دی به صورت زنده پخش شده است . کتاب به خاطر یک پیاله چای ، …
ادامه مطلببه خاطر یک پیاله چای – برشی از کتاب
بهخاطر یک پیاله چای [دارم سمفونی مردگان عباس معروفی را تمام میکنم و به قسمتی میرسم که جذام آمده، وسط خواندن کتاب زنجیر صبر و اقتدارم پاره میشود و فکرم از اردبیل و شورابی میجهد به امروز که مگر من جذام دارم که تو من را به مزرعهات نمیبری و یک پیاله چای با من نمینوشی. میخواهم یک بار هم …
ادامه مطلبامیرعلی حنانه و کنسرتو پیانو «فا» مینور باخ
امیرعلی حنانه ۲۵ سال پیش در حال اجرای پیانو – کنسرتو فامینور باخ – به رهبری فریدون ناصری ، تالار وحدت . هدف از آزادسازی این مستند توسط من به عنوان شاگرد و رفیق قدیمی او اعلام برتریاش در تدریس و نوازندگی پیانو ست . او فرزند استاد مرتضی حنانه با روحی سرکش مثل ستاره ای در صحنه درخشید . …
ادامه مطلبداستان « نارخاتون » سانازسیداصفهانی در مجله ادبی «یوک »ترکیه
“Nar Hatun fıkrası, Sanaz Seyed Esfahani tarafından yazılmıştır; Yılbaşı gecesinde bereketi konu alan bir hikâyeden doğan bu fıkra, aşk temalı bir öyküden çıkmaktadır. Eski fıkralar kısa yapılarıyla sözlü ve kuşaktan kuşağa aktarılmış olsa da, “Nar hatun” aynı eski yapıya sahip bir fıkra olarak çağdaş dönemde kaleme alınmıştır Bereket ve sevinç, bir aşk kırıklığı üzerine inşa edilmiş bir evde filizlenmektedir. Farsça …
ادامه مطلبآخرین گفتگو با علی قورچیان
بیش از ده روز از کوچ علی قورچیان ، قهرمان جهان در پیشه ی کمانگیری روی اسب و هنرهای رزمی سواره میگذرد . این سوگ غباری ست بردمیده از راهِ بیداد ! آخرین گفتگوی علی قورچیان را مرداد ۱۴۰۳ در باشگاه ایشان در کردان گرفتم . به کردان رفتم و از مسیری به بعد که جاده ای پر شیب بود …
ادامه مطلبرمان بهخاطر یک پیاله چای منتشر شد .
رمان «بخاطر یک پیاله چای » منتشر شد . غمزه ، شاعر و نویسنده ای ست که از زندگی شلوغ شهری به روستا پناه برده تا زندگی جدیدی را آغاز کند ، غمزه در روستا قالی بافی می کند و با مردم روستا اُخت میشود تا روزی از روزها در این مسیر زندگی با مزدک خان ، صاحب یک گله …
ادامه مطلباز مکاتبات ابراهیم گلستان با سانازسیداصفهانی
عریانی ! درست ملتفت شدید ؛ شطرنجی نشدنِ احساسات میانِ خطوط نامه ، عمل برهنگی کلمات و نمایشِ تنِ لغت، تشریح روان و روح در ابعاد بعید زخم است نامه . این ای-میلها ؛ سندِ اتصال من به ابراهیم گلستان است ، زمانی که هنوز در گیر و دار چاپِ کتاب اولم بودم و در حال کسب تجربه ، نوشته …
ادامه مطلبیادداشت رضا آشفته از دیدار سانازسیداصفهانی
دیدار با ساناز سیداصفهانی گفت که میخواد منو ببینه… مدتها بود ندیده بودمش… یکبار هم گفته بودم بیاید برای دیدن نمایش بیست و یک اما حالش پس از جنگ دوازده روزه اصلن خوب نبود و من هم به او حق دادم که نیاید… چند روزی بود که دنبال یک زن میگشتم که شبیه زنی باشد که در نمایشنامه زنی که …
ادامه مطلببخاطر یک پیاله چای
تمام شد . ویرایش نهایی این اثر ، به مثابه ی سلاخی کردنِ تنِ بچه ام روی تخت اتوپسی بود . تا به حال به جسدِ شکافته شده ی بچه ی خودت نگاه کرده ای ؟ همان طور که چشم هایش در چشم خانه باز مانده و قلبش از نفس ایستاده است و تو داری به دنده هایش ، به …
ادامه مطلب
ساناز سید اصفهانی میس شانزه لیزه در جزیره ای در کهکشان