مارینا تسوتایوا

پاسترناک ، من از تو متنفرم !

  پاسترناک ، من از تو متنفرم !   یک یادداشتِ عمومی نیست ، بل به شدت خصوصی ست . ساعت ۱۰:۳۰ شب ست که دارم برایت می‌نویسم . قبل از اینکه کاملا افکارم را عریان کرده و برایت روی داریه بریزم ، دستت را به من بده و بگذار روی قلبم و بشنو ، این ضربانی ست که تورمِ …

ادامه مطلب