گفتگو با استاد بابک شکی یکی از بزرگترین چهره های تاریخ سوارکاری ایران ، در تاریخ 2 اردیبهشت 1405، در مکتب شکی ، در روزهای جنگ امریکا و اسرائیل علیه ایران در حالی گرفته شد که اینترنت بین المللی قطع و دسترسی به منابع اصلی ناممکن بود . بسیار خوشحالم که در این پروژه دو تیم حرفه ای فیلمبرداری و عکاسی با خلوص نیت و عشق کنارم بودند . این گفتوگو در یکی از کارگاههای صنعتی مکتب شکی و در کنار پنجمین چرخ خیاطی بازتولید شده ی استاد بابک شکی در حالی ضبط شد که سروش میلانیزاده و جلال زرگانی پشت دو دوربین فیلمبرداری و هلیا جولایی در حال عکاسی پروژه بود . هدف از این گفتگوی سه ساعته ی بی کات و استراحت ، نمایش اطلس یکی از استثنائیترین سوارکاران تاریخ اسبی کشور است که بر تارک تاریخ معاصر ایران زمین طلوع کرد. با احترام سانازسیداصفهانی
ادامه مطلبانتشار مصاحبه سانازسیداصفهانی با بابک شکی در مجله تخصصی TRUVA در ترکیه
گفتوگویی درباره ی سوارکاری ، اسب و میراث سوارکاری ایران Eyerden Hayata Uzanan Bir Binicilik Felsefesi / An Equestrian Philosophy Extending from the Saddle to Life İran binicilik tarihinin önemli isimlerinden Babak Shaki, Sanaz Seyed Esfahani tarafından gerçekleştirilen söyleşide; klasik binicilik anlayışını, atla kurulan bağı ve Shaki Equestrian Club’da kuşaktan kuşağa aktarılan disiplinli eğitim geleneğini anlatıyor. Sanaz Seyed Esfahani’nin …
ادامه مطلبامیرعلی حنانه و کنسرتو پیانو «فا» مینور باخ
امیرعلی حنانه ۲۵ سال پیش در حال اجرای پیانو – کنسرتو فامینور باخ – به رهبری فریدون ناصری ، تالار وحدت . هدف از آزادسازی این مستند توسط من به عنوان شاگرد و رفیق قدیمی او اعلام برتریاش در تدریس و نوازندگی پیانو ست . او فرزند استاد مرتضی حنانه با روحی سرکش مثل ستاره ای در صحنه درخشید . …
ادامه مطلباز رمان به خاطر یک پیاله چای
بهخاطر یک پیاله چای برشی از کتابِ به خاطر یک پیاله چای دستمال را از دور چشمت باز میکنی و میاندازی زمین. من دور مُچ دستم میبندم. بِدو میروی. مثل دزدی که خانهای را زده باشد و بخواهد فرار کند. توی حیاط میگویی: «بهت قول میدم یه روز میبرمت اسطبل اسبها… اینجوری نگاه نکن… یه بارم اونجا یه چای با …
ادامه مطلبرمان بهخاطر یک پیاله چای منتشر شد .
رمان «بخاطر یک پیاله چای » منتشر شد . غمزه ، شاعر و نویسنده ای ست که از زندگی شلوغ شهری به روستا پناه برده تا زندگی جدیدی را آغاز کند ، غمزه در روستا قالی بافی می کند و با مردم روستا اُخت میشود تا روزی از روزها در این مسیر زندگی با مزدک خان ، صاحب یک گله …
ادامه مطلب
ساناز سید اصفهانی میس شانزه لیزه در جزیره ای در کهکشان