قبل از اینکه بلاگ رو ببندم در مورد (بی پولی) نوشته بودم . تنها در این مورد که در کنار هم قرار دادن بهرام رادان و لیلا حاتمی ترکیبی از زوج نا مناسب رو به حدی میده که با هزار جور گریم و نور و … هم نمیشه این ناهماهنگی رو از بین برد -البته اگر هدف فیلمساز غیر از …
ادامه مطلبزندگی واقعی تمنا
آمبیانس ( **** ) در سال ۱۳۸۸ ، میس شانزه لیزه با مطالعه ی مقاله ای در مورد بیماری هیستیری ، متوجه شد ، کسانی که به لحاظ روانی دچار این بیماری هستند اتفاق های عجیب و دور از جون شگفت انگیزی برایشان رخ میدهد ، بر فرض ، شخصی که هیستیری دارد در شرایط خاص ممکن هست ، به …
ادامه مطلبمده آ ۸۲۱۱; کارمن ۸۲۱۱; ماریا کالاس
نوشتن در مورد کسانی که عوام الناس نمیشناسند و آدم های سختی هستند …سخت …دشوار است . ماریا کالاس را اولین بار در فیلم ( مده آ ) ی پازولینی دیدم . در دوره ی دانشجویی . . . مده آ … از آن کاراکترهای اساطیریی است که به زعم من سرشار از غم و عشقی عجیب و عجین با ماخولیا و شوریدگی …
ادامه مطلبجدایی نادر از سیمین
رفتم . جدایی نادر از سیمین رو دیدم . امیدوارم کتکم نزنید . چون نظرم برخلاف نظر کل دنیاست . دلیل هم دارم . آقای اصغر فرهادی ، به نظر من ( که کارشناس نمایشم نه سینما ) در چهارشنبه سوری و در درباره ی الی بسیار موفق تر بود . بنده در این جا هورا…..هورا….نمیکنم …چون برای (جدایی نادر …
ادامه مطلبروال عادی ( le circuit ordinaire)
بخت و اقبال میس شانزه لیزه ، طبق روال عادی ، این بود که بعد از دیدن هر کاری در سالن سایه تئاتر شهر، یا انگشترش، یا دستبندش ، یا گوشواره اش گم شود ! همه ی خرت و پرت ها و زلمبو زینبو هایی که به خودش آویزان مکند تا برق بزند و بیشتر به چشم بیاید بعد از اتمام هر کاری …
ادامه مطلبکمک
بس تجربه کردم در این دیر مکافات با دردکشان هر که در افتاد بر افتاد * گاهی به جای دردکشان ، سوختگان هم میبینی … *** نقل اینکه چرا تا حالا نوشتم حکایت آوارگی و این ها نیست . لپ تاپ بنده مشکل داشت ، حل شده به شکرخدا منتهای مراتب حالا هم که درست شده فلش پلیر نداره که …
ادامه مطلببعضی وقت ها خوبه که آدم چشم هاشو ببنده ۸۲۳۰;!
نمایش ( بعضی وقت ها …) به کارگردانی سیاوش تهمورث ، و نویسندگی آرش عباسی ، نمایشی بود که دوستش داشتم ، وقتی وارد سالن اصلی شدم ، پرده ها ی قهوه ای بسته بود و سر و صدا و موسیقی پشت پرده رو به راحتی میشنیدی ، مثل اینکه جشنی در کار باشه ، بعد نور میره ، …
ادامه مطلببچه
بچه . چرا بچه ؟ بچه ، میخ محکم و به درد به خوری برای تداوم زندگی زناشویی میابشد . بچه ؟ بله ، در واقع داشتن یک بچه ، طنابی است که به گردن شوهر انداخته میشود تا دیگر خیانت نکند . بچه ؟ البته که بچه ، بچه مرد خانواده را سر به راه و سر به …
ادامه مطلببه تو چه ؟!
آمبیانس ( Persian march ) ** صبح که میشه ، آفتاب که در میاد ، خورشید که میاد خودی نشون بده ، دستهای درازش رو از وسط ِ نرمی ابرها بیرون میاره تا بچسبونتشون به زمین که زمین ِ مادر رو مغز پخت کنه ، من فک میکنم ، باز یه روز دیگه شروع شد ، باز خورشید یک درگوشی ملیح …
ادامه مطلبشب های هند ۸۲۱۱; Nocturne Indien
شب های هند کتاب شب های هند ، اثر ِ آنتونیو تابوکی ، با ترجمه ی سروش حبیبی را به سرعت خواندم ، مجبور شدم به دلیل ِ مشکلاتی که به لحاظ ِ ترجمه و ویرایش داشت ، بعضی قسمت ها را چند بار بخوانم . جدای از بحث ِ ادبیاتی پیرامون ِ همین مسئله ، کتاب ، راوی اول شخصی دارد که در …
ادامه مطلب
ساناز سید اصفهانی میس شانزه لیزه در جزیره ای در کهکشان