گفتگو با سانازسیداصفهانی به بهانهی چاپِ رمان [ به خاطر یک پیاله چای ] ، توسط مائده مرتضوی در شمارهی ۴۶ ماهنامه ی تجربه . این گفتگو شامل پنج صفحه است و در ویژه نامه ی دی ماه به چاپ رسیده ست . ماهنامه تجربه ، شماره ی چهل و ششم ( لینک )
ادامه مطلبگفتگوی رادیو تهران با سانازسیداصفهانی
گفتگوی رادیو تهران ، برنامه ی چراغ ، با سانازسیداصفهانی به بهانه چاپ کتاب به خاطر یک پیاله چای ( قسمت اول ) و ( قسمت دوم ) برای شنیدن برنامه در رادیو تهران به ( لینک ) رجوع کنید . گفتگو در تاریخ دهم دی به صورت زنده پخش شده است . کتاب به خاطر یک پیاله چای ، …
ادامه مطلببه خاطر یک پیاله چای – برشی از کتاب
بهخاطر یک پیاله چای [دارم سمفونی مردگان عباس معروفی را تمام میکنم و به قسمتی میرسم که جذام آمده، وسط خواندن کتاب زنجیر صبر و اقتدارم پاره میشود و فکرم از اردبیل و شورابی میجهد به امروز که مگر من جذام دارم که تو من را به مزرعهات نمیبری و یک پیاله چای با من نمینوشی. میخواهم یک بار هم …
ادامه مطلبداستان « نارخاتون » سانازسیداصفهانی در مجله ادبی «یوک »ترکیه
“Nar Hatun fıkrası, Sanaz Seyed Esfahani tarafından yazılmıştır; Yılbaşı gecesinde bereketi konu alan bir hikâyeden doğan bu fıkra, aşk temalı bir öyküden çıkmaktadır. Eski fıkralar kısa yapılarıyla sözlü ve kuşaktan kuşağa aktarılmış olsa da, “Nar hatun” aynı eski yapıya sahip bir fıkra olarak çağdaş dönemde kaleme alınmıştır Bereket ve sevinç, bir aşk kırıklığı üzerine inşa edilmiş bir evde filizlenmektedir. Farsça …
ادامه مطلباز رمان به خاطر یک پیاله چای
بهخاطر یک پیاله چای برشی از کتابِ به خاطر یک پیاله چای دستمال را از دور چشمت باز میکنی و میاندازی زمین. من دور مُچ دستم میبندم. بِدو میروی. مثل دزدی که خانهای را زده باشد و بخواهد فرار کند. توی حیاط میگویی: «بهت قول میدم یه روز میبرمت اسطبل اسبها… اینجوری نگاه نکن… یه بارم اونجا یه چای با …
ادامه مطلبخبرگزاری ایسنا – بهخاطر یک پیاله چای
رمان «بهخاطر یک پیاله چای» نوشته ساناز سیداصفهانی منتشر شد. به گزارش ایسنا، در معرفی این رمان که در نشر آفتابکاران منتشر شده، عنوان شده است: غمزه، شاعر و نویسندهای است که از زندگی شلوغ شهری به روستا پناه برده تا زندگی جدیدی را آغاز کند، غمزه در روستا قالیبافی میکند و با مردم روستا اُخت میشود تا روزی از …
ادامه مطلبرمان بهخاطر یک پیاله چای منتشر شد .
رمان «بخاطر یک پیاله چای » منتشر شد . غمزه ، شاعر و نویسنده ای ست که از زندگی شلوغ شهری به روستا پناه برده تا زندگی جدیدی را آغاز کند ، غمزه در روستا قالی بافی می کند و با مردم روستا اُخت میشود تا روزی از روزها در این مسیر زندگی با مزدک خان ، صاحب یک گله …
ادامه مطلباز مکاتبات ابراهیم گلستان با سانازسیداصفهانی
عریانی ! درست ملتفت شدید ؛ شطرنجی نشدنِ احساسات میانِ خطوط نامه ، عمل برهنگی کلمات و نمایشِ تنِ لغت، تشریح روان و روح در ابعاد بعید زخم است نامه . این ای-میلها ؛ سندِ اتصال من به ابراهیم گلستان است ، زمانی که هنوز در گیر و دار چاپِ کتاب اولم بودم و در حال کسب تجربه ، نوشته …
ادامه مطلبشعبده بازی
شعبده بازی در حال تکاندنِ گنبدِ کبود ، درآوردن چاقو از ستون مهرهها و تیرافکنش کردن بر سقف آسمان ، مخابره ی داستان راستان ، نظاره کردن بر ابری که اشکِ چشم تولیدش کرد ، آیا از ناودان اشک چشم به کفایت قطره نریخت تا وسط خانهام دریاچهی شورابی شود ؟ چرا ریخت ، آن ابرِ بالا سر که …
ادامه مطلب۳۱ مرداد
از ذوب شدنها! کلید را در جمجمعهام میچرخانم ؛ درش را باز میکنم ، ترکشهای خاطره بر جان ، خونین تن ، گریان ، میبینم توی ج/ن/گ ِ ایران و عراق ، پشت آژیر قرمز بهت زده ایستاده ام . “ توجه ! توجه ! علامتی که هماکنون میشنوید، اعلام خطر یا آژیر قرمز است و معنی و مفهوم آن …
ادامه مطلب
ساناز سید اصفهانی میس شانزه لیزه در جزیره ای در کهکشان