متولد 14 . 9 . 1360 در تهران ، از سن پنج سالگی وارد هنرستان عالی موسیقی شد و بعد به مدرسه ی هنر و ادبیات ِ صدا و سیما رفت . ساز تخصصی او پیانو بود که به صلاحدید خانواده از ادامه ی تحصیل در این رشته به صورت تخصصی منصرف شد و وارد رشته ی ریاضی فیزیک شد و پیانو را در کنار درس با اساتید مجرب به صورت خصوصی فرا گرفت . او دارای مدرک انیمیشن کامپیوتری از مجتمع فنی تهران میباشد و همزمان با تحصیل و کار در این رشته وارد دانشگاه سوره ی تهران شد و در رشته ی تئاتر ، گرایش ادبیات دراماتیک تحصیل کرد . همزمان با ورود به دانشگاه شروع به همکاری با مطبوعات شد . او با روزنامه هایی چون همشهری ، همشهری مناطق ، اعتماد ، اعتماد ملی ، شرق ، تهران امروز ، فرهیختگان و ماهنامه ی ادبی گلستانه ، مجله ی نقش آفرینان ، ماهنامه ی رودکی و سینما- چشم ( روح سرگردان موزه سینما )، ماهنامه ی سیاسی فرهنگی دنیای قلم . . . همکاری کرده است .
ساناز سید اصفهانی
فروردین ۲۹, ۱۴۰۴
بخاطر یک پیاله چای, جزیره در کهکشان, داستان, داستان خوانی, ساناز سید اصفهانی, ساناز سیداصفهانی, سانازسیداصفهانی, شعر
از اشعارِ [ بخاطر یک پیاله چای ] از نامه های دختر نویسنده ی پناه برده به روستا ، نشسته پشت دار قالی ، دل داده . دل شکسته . _______________________________________________________________________________________________________ سانازسیداصفهانی _______________________________________________________________________________________________________
ادامه مطلب
ساناز سید اصفهانی
فروردین ۱۸, ۱۴۰۴
جزیره در کهکشان, داستان, داستان خوانی, ساناز سید اصفهانی, ساناز سیداصفهانی, سانازسیداصفهانی, میس شانزه لیزه
یکی از مهمترین و تاثیرگذارترین ویدئوهایی که این مدت دیدم تکهای ضبط شده از کلاس داستان نویسی منیرو روانی پور در اینستاگرامش بود ، فصاحت بیان و پرده دری ایشان با کلامی خودمانی و حتی ( بی ملاحظه از نوع ادبی ) به قدری مهم است که شاید نمونه اش را تابه حال ندیده باشیم . مخاطب و شاگرد او …
ادامه مطلب
ساناز سید اصفهانی
فروردین ۵, ۱۴۰۴
اسب, بخاطر یک پیاله چای, داستان, رادیو چهار نعل, ساناز سید اصفهانی, ساناز سیداصفهانی, سانازسیداصفهانی, میس شانزه لیزه, میس شانزه لیزه
«حکایت مادیان نظر خورده » گوشهی آخور تنگ افتاده بودی ، غلت میزدی از پهلویی به پهلوی دگر ، از هر صدا سر بر میگرداندی ، به تنت عرق نشست کرده بود ، من میلرزیدم ، تو ناله میکردی ، با پای عقبی حکیم را رانده بودی ، من مشت میزدم تو ناله سر میدادی ، از حکیم و اسبدار …
ادامه مطلب
ساناز سید اصفهانی
اسفند ۱۳, ۱۴۰۳
بخاطر یک پیاله چای, جزیره در کهکشان, داستان, ساناز سید اصفهانی, ساناز سیداصفهانی, سانازسیداصفهانی, میس شانزه لیزه, میس شانزه لیزه
در قسمت چهارم از پادکست داستانهای فینیکس، شما را به شنیدن داستان «به خاطر یک پیاله چای» نوشتهٔ ساناز سید اصفهانی و با صدای خود ایشان دعوت میکنیم. ساناز سید اصفهانی، داستان نویس، انیماتور و روزنامه نگار،فارغ الحصیل رشته موسیقی از هنرستان عالی موسیقی و رشته تئاتر از دانشگاه سوره است. ساناز با روزنامههایی چون همشهری، اعتماد، شرق و فرهیختگان و نشریاتی چون سینما-چشم، …
ادامه مطلب
ساناز سید اصفهانی
بهمن ۱۱, ۱۴۰۳
کتاب
یادداشتِ فاطمه سلامی در وینش «نامبرده، حسین سرشار» مجموعهای است از ۱۳ گفتوگوی ساناز سیداصفهانی با افرادی که در دورههای مختلف با حسین سرشار همکاری کردهاند و در بخش پایانی عکسهای نایاب و درواقع دیدهنشدهای از این تنها سولیست اپرای ایران دارد. ایک کتاب پیشتر در لندن چاپ شده بود و حالا در این نسخه گفتوگو با هومن خلعتبری و …
ادامه مطلب
ساناز سید اصفهانی
دی ۳۰, ۱۴۰۳
book, edebiyati, sanaz seyed esfahani, sanazseyedesfahani, Turgut say
Ateşi Titrek Bir Aşk Mektubun baş faili Marcello, aşk düellosunda bir fallik obje, bir kırbaç olarak karşımıza çıkıyor. Marcello’yu, Sanaz’ın karşısında zayıf ve titrek yönlerini gizleme ihtiyacı hisseden bir erkek portresi olarak yorumluyorum. Mektuptaki fallik obje, aradaki hatıraların gerilimini yükseltiyor. Tutkulu bir aşk alevinin hezeyanlarını yaşatıyor. Bir kadının en günahsız hali cezalandırılıyor. Aşk, bir kadının en günahsız hali değil midir? …
ادامه مطلب
ساناز سید اصفهانی
دی ۲۶, ۱۴۰۳
sanaz seyed esfahani, sanazseyedesfahani, ترجمه داستان, تورگوت سای, داستان, ساناز سیداصفهانی
قسمتِ اول از [ نامه هایی برای مارچلو ] در شمارهی بیستم ماهنامه ی اینترنتی یوک ، انتشار یافت . بُرشی از داستان : . . . چگونه این لحظهی زیبای ریسه رفتن از خنده را به جهنم تبدیل کردی جنابِ شیرِ بیشه ی شجاعت !؟ آن شلاق را بر تنِ مست و سُست من چطور زدی ؟ بعد از …
ادامه مطلب
ساناز سید اصفهانی
دی ۱۷, ۱۴۰۳
انتشارات اختران, سانازسیداصفهانی, نصرت کریمی, کتاب
گفت و گوی تلفنی با نصرت کریمی این گفتگو در تاریخ ۱۳۹۰/۳/۲۴ ساعت ۹ شب انجام گرفت . – حسین سرشار ،که در مدرسه ی مشیری ، در رشته ی آواز درس میخواند چون شاگردِ خیلی خوبی بود از طرف وزارتِ فرهنگ و هنر بهش بورسی دادند و فرستادندش ایتالیا که در آنجا آواز اُپرا را تحصیل بکند که برگردد …
ادامه مطلب
ساناز سید اصفهانی
آذر ۲۷, ۱۴۰۳
سانازسیداصفهانی, صادق هدایت
خانه پدری صادق هدایت در معرض تخریب /روزنامه اعتماد ۳/بهمن/۸۶این خانه باید موزه هدایت می شدساناز سیداصفهانی «صادق هدایت» به گردن همه نویسندگان این مرز و بوم حق دارد و خواسته یا ناخواسته سایه اش بالای سر همه نویسندگان است، به طوری که کم و بیش در آثار اکثر نویسندگان تصویری از عناصر و مایه های «هدایت» را می توان …
ادامه مطلب
ساناز سید اصفهانی
آبان ۲۰, ۱۴۰۳
سانازسیداصفهانی
دستم را بالا میاورم از میانِ خیزابِ امواجِ دریا نه برای اینکه نجاتم دهی نه چون که شنا بلد نبودم برای اینکه نگاهم کنی یا از جایت بلند شوی ، صدایم کنی ! – آخ آقای یوشیج ، قسم به رخنه ی اشک در شکاف قلبِ شکسته این رسم غلطِ زمانه است که بساط دلگشا بر مردم ساحل نشسته گسترده …
ادامه مطلب