ساناز سید اصفهانی

متولد 14 . 9 . 1360 در تهران ، از سن پنج سالگی وارد هنرستان عالی موسیقی شد و بعد به مدرسه ی هنر و ادبیات ِ صدا و سیما رفت . ساز تخصصی او پیانو بود که به صلاحدید خانواده از ادامه ی تحصیل در این رشته به صورت تخصصی منصرف شد و وارد رشته ی ریاضی فیزیک شد و پیانو را در کنار درس با اساتید مجرب به صورت خصوصی فرا گرفت . او دارای مدرک انیمیشن کامپیوتری از مجتمع فنی تهران میباشد و همزمان با تحصیل و کار در این رشته وارد دانشگاه سوره ی تهران شد و در رشته ی تئاتر ، گرایش ادبیات دراماتیک تحصیل کرد . همزمان با ورود به دانشگاه شروع به همکاری با مطبوعات شد . او با روزنامه هایی چون همشهری ، همشهری مناطق ، اعتماد ، اعتماد ملی ، شرق ، تهران امروز ، فرهیختگان و ماهنامه ی ادبی گلستانه ، مجله ی نقش آفرینان ، ماهنامه ی رودکی و سینما- چشم ( روح سرگردان موزه سینما )، ماهنامه ی سیاسی فرهنگی دنیای قلم . . . همکاری کرده است .

آسمان زرد کم عمق !!

آسمان زرد کم عمق  فیلمی به ظاهر ساده یا کاملا برعکس خیلی پیچ در پیچ و پیچیده ؟ فیلمی با دیتیل ها و تشابه هایی با آثار کیشلوفسکی و برگمن ؟ یا قابل مقایسه با آثار قبلی سازنده ی آن جناب توکلی ؟ فیلمی داستان محور یا شخصیت محور ؟ رو به رو شدن با این دست فیلم ها مطابق ِ …

ادامه نوشته »

آلودگی هوا و چاشنی پارازیت

و دود در آسمانم منزل گرفت و  سرب نیز . آلودگی جای گرفت در ریه ها ، در چشم ها، غبار ِ سم خانه گرفت .  سرفه مجالی نداد بر خواب ِ پشت ِ پلکها . رویا ها پا گرفت و پر در آورد  و پرید . پرید و رفت . مثل ِ شادی . مثل آرزو که رفت که …

ادامه نوشته »

رزتا

رزتا  رزتا ، فیلمی از برادران داردن ، این فیلم برنده نخل طلای جشنواره فیلم کن سال ۱۹۹۹ برای بهترین فیلم و بهترین بازیگر نقش اول زن شده است. بعد از دیدن این فیلم ، مقداری گیج شدم ، هرچند نوشته ها و مدیحه سرایی ها و سرایش ها و شعرها و دکلمه ها در باب ِ این فیلم شنیده و خوانده بودم اما …

ادامه نوشته »

تربت معطر

بابا جونم سلام  الان که دارم این نامه رو برات مینویسم ساعت 2:45 شبه ، نشستم روی صندلی لهستانیی که تو روش میشستی و پیپ میکشیدی و رادیو گوش میدادی و حرف نمیزدی . همونی که گُل ِ روی چوبش رو با رنگ روغنِ آبی رنگ کردم و تو عصبانی شدی . گُل ِ سر ِ جاشه بابا ، صندلی سر ِ جاشه ، …

ادامه نوشته »

علف / grass

علف ، نبرد یک ملت برای زندگی کتاب ِ علف ، داستان های شگفت و ناگفته ، نوشته ی بهمن مقصودلو ، از انتشارات هرمس در سال 1389 روانه ی بازار ِ کتاب شده است . همان طور که پیش از مقدمه آمده است ، کتاب ِ علف ، داستانهای شگفت و ناگفته در باره ی سه امریکایی ماجراجو به نام های مریان …

ادامه نوشته »

چه خوبه که برگشتی ( !!!! )

  چه خوبه که برگشتی ؟ سلام آقای داریوش مهرجویی  اُمیدوارم که موجب ِ سلب ِ آسایش ِ خاطر ِ شریف شما نشده باشم .  حقیقت این است که با دیدن ِ فیلم های شما خاطره دار شدیم و نمک گیر و خُب فیلم های شما رو خیلی دوست داشتیم آقای مهرجویی ، واقعا هیچ نه و نو یی توی کارهاتون نبود ، یعنی مو …

ادامه نوشته »

میقات ِ مکرر

  من ، در این جَنگ ِ تَن به تَن ، به باختَن سَر نکرده ام خَم . گاه گاه نع، که هر شامگاه ، تَن ِ تنهایم ، رو به روی آیینه ، سخن تَر کرده است از حرف  ، با او ، من .که آیینه ، دوست ِ من ، شنوده ای نیکوست ! آنگاه که هر خزانم را …

ادامه نوشته »

پیچازی خیال

میس شانزه لیزه جایگزین شده بود . جایگزین بدین معنی که بَدَل ِ آدم ِ دیگر… بدل شده بود و روی صحنه رفته بود . صحنه نه زمینی فراخ ، منظور ، صحنه ی تئاتر است در این جا . روی صحنه همه چیز به رویا میمانست ، توهمی که پا به پای تو می آید ، با تو هم نوا ، …

ادامه نوشته »

دهلیز

دهلیز چند ساعتی گذشته است از دیدن ِ فیلم ِ دهلیز . . . هنوز نگاه ها و صداها و نماهایی در ذهنم مانده است .  این سالها مشتاق ترم تا به دیدن ِ فیلم اولی ها بروم . این سالها انگیزه ی ساختن ِ فیلم در این بحران و عدم امنیت مالی و جانی در فیلمسازان و تک تک ِ عوامل ِ پشت ِ صحنه ی …

ادامه نوشته »

با صدهزار مردم تنهایی

با صدهزار مردم تنهایی باد دَمید از بامداد . از دَمیدن ننشست از پای و بچرخید . . . بچرخید و  درختان بِکند و دور ِ خود بپیچید ، چرخه زَن و پرسه زن.  چون  اسب ِ سرکشی ، رَم کرده ، گردنکِش ، سَرکِش . . . از بامداد باد دَمید و سرکشید بر هر خانه ای و ویرانه ای بر …

ادامه نوشته »