ساناز سید اصفهانی

گفتگوی خبرگزاری ایبنا با سانازسیداصفهانی به بهانه چاپ کتاب (از خیرم بگذر ! )

گفتگوی خبرگزاری ایبنا با ساناز سیداصفهانی به بهانه ی چاپ رمان از خیرم بگذر !

ادامه نوشته »

کابوس در گرمابه

کابوس در گرمابه

ادامه نوشته »

از کجا به کجا

نمایشگاه از کجا به کجا شماره 3 گالری ثالث

ادامه نوشته »

ساناز سیداصفهانی در حالِ خوانش مهریه عندالمطالبه گل پری

خوانش داستان مهریه ی عندالمطالبه گل پری

ادامه نوشته »

مهریه ی عندالمطالبه ی پَرگلی

پوستر داستانخوانی ساناز سیداصفهانی مهریه ی عندالمطالبه ی پرگلی نویسنده : ساناز سیداصفهانی خوانش : ساناز سیداصفهانی یکشنبه 23 دی ماه 1397 ساعت : هفت عصر رواق هنر و اندیشه ی امروز آدرس : خیابان حافظ – پایین تر از چهارراه کالج – خیابان استاد شهریار – خیابان خارک – کوچه ی شهرود – شماره 9 – کافه گالری مارکوف

ادامه نوشته »

بمب،یک عاشقانه !

بمب، یک عاشقانه

ادامه نوشته »

گفتگوی ساناز سیداصفهانی با ملک جهان خزاعی / روزنامه شرق

گفتگوی ساناز سیداصفهانی با ملک جهان خزاعی - از افسانه های کهن فارسی تا بنگاه تئاترال - از سینمای ایران تا سینمای جهان

ادامه نوشته »

چاتورانگا – نوشته ی سانازسیداصفهانی در کانال کتابِ پارسی

چاتورانگا ( سانسکریت ِ شطرنج است ) داستان از زبان ساشلی روایت می شود . او تحت تاثیر قرص های اعتیادآور در فضای وهم انگیزی بین گذشته ای که عذابش می دهد و حالی که میگذراند روایت می کند . ساشلی مادرش ( عروسک ) را پیش از انقلاب از دست داده است ، پدر او که سر بازی شطرنج تمام دار و ندار و خانه شان را باخته نیز بر اثر الکل می میرد . او تنها یک برادر دارد به نام سهند که اعتنای غیر مجازش به ساشلی سبب نابودی راوی می شود و . . .

ادامه نوشته »

یادداشت پرویز جاهد بر داستان و اجرای قصه ی (بهمن خان و توبه اش ) نوشته ی ساناز سیداصفهانی

یادداشت پرویز جاهد بر داستان ساناز سیداصفهانی

ادامه نوشته »

میس شانزه لیزه و دکتر روان شناس !

میس شانزه لیزه را پَرِ کمرش زد و به مرد گفت :" مگه معلم ریاضی هستی ؟ ببینم اصلا تو کی هستی و چی کاره هستی ؟ به تو چه که زمین رو متر می کنی ؟ ببینم تو شهرداری یا سرِ زبونت درازه آقای حاضر جواب ؟ اصلا تو کی هستی که به من می گی برو اون ور این جا جای ماست ؟ کی گفته این جا جای شماست اون جا جای منه ؟ نه منو نیگاه ؟ کجا بودی تا حالا ؟ الان یه هو و یه کاره ، یکه بزن محل شدی ؟ متر می کنی زمینو واسه من ؟ ببین داروغه ای . . . بنایی ، زور گیری ، باج گیری ؟ با ج خوری ؟؟ زمین خوری ، زمین خواری کی هستی تو عزیزِ جون هی هر شب هرشب ، بلای جونم می شی جنابِ سر پیاز و ته پیاز ؟ با گداها دست تو دست هم دادید که منو اذیت کنید ؟ داد بزن و جواب بده ادای موش مرده ها رو درنیار بهت می گم داد بزن و جواب بده ، آهسته و با طومانینه نه  ، عینهو  یه شیر داد بزن  . هیچ خودتو تو آیینه یه نیگاه کردی ؟ نه این تن بمیره نگاه کردی ؟ تو کجا و من کجا ! هی هر شب هر شب الگوریتم واسه من میچینی زمین رو وجب میکنی ، چی از جونم میخوای . هری بابا . . .هری ! هرررری "

ادامه نوشته »